وقتی در سال ۱۹۳۳ کینگ کونگ غولپیکر با دستانش دور برج امپایر استیت حلقه زد، تماشاگران باور نمیکردند آن شیطان پشمالو فقط یک عروسک لاستیکی و فولاد به وزن ۵۰ کیلوگرم است. سازندگانش، ویلیس اُبراین و تیمش، هر ثانیه از حرکت او را با ۲۴ بار جابجایی میلیمتری عروسک و ثبت فریم به فریم خلق کردند. این «استاپموشن» آغاز راهی بود که ۹۰ سال بعد به خلق دنیای مجازی «ماندالوریان» (The Mandalorian) با موتور بازی آنریل انجین ۵ رسید. با ساویس گیم همراه شوید.
عصر طلایی ترفندهای عملی (Practical Effects)
سالها فیلمسازان به چیزهایی که در مقابل دوربین بود اعتماد داشتند. در «ترمیناتور ۲» (۱۹۹۱)، صحنه ذوب شدن T-1000 ترکیبی هوشمندانه از یک مانکن نقرهای، گرم کردن موضعی فلز و تصاویر تولیدشده با کامپیوتر (CGI) اولیه بود. استنلی کوبریک در «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» سفینههای چرخان را با استفاده از مدلهای معلق و حرکت آهسته دوربین واقعی جلوه داد. این ترفندها امروز هم الهامبخش هستند، چون نتیجهشان بافتی ملموس و «واقعی» داشت که گاهی CGI خام نمیتوانست ارائه دهد.
انقلاب دیجیتال و تولد CGI

اواخر دهه ۹۰، فیلم «پارک ژوراسیک» مرز را جابهجا کرد. اسپیلبرگ وقتی دید دایناسورهای CGI استیون ویلیامز چقدر واقعی هستند، بسیاری از صحنههای استاپموشن را کنار گذاشت. ناگهان هر ایدهای با هر مقیاسی قابل ساخت به نظر میرسید. «ماتریکس» با «زمان گلوله» (Bullet Time) بُعد تازهای از ترکیب ۱۲۰ دوربین همزمان را نشان داد. اما مشکل بزرگ هنوز باقی بود: رندر هر فریم CGI ساعتها و گاهی روزها طول میکشید.
عصر بلادرنگ: ورود موتورهای بازی
اینجاست که گیم به کمک سینما آمد. موتورهای بازی مانند آنریل انجین که برای رندر لحظهای طراحی شده بودند، بالاخره به قدرتی رسیدند که بتوانند نورپردازی بازتابدهنده (Ray Tracing) و فیزیک پیشرفته را در زمان واقعی اجرا کنند. شرکت صنایع خلاق (ILM) از قسمت لوکاسفیلم (Lucasfilm) در ساخت سریال «مندلورین» (The Mandalorian) از یک گنبد غولپیکر LED با دیوارهای از جنس صفحه نمایش استفاده کرد. موتور آنریل انجین ۵، پسزمینه سیارات بیگانه را به صورت زنده و متناسب با حرکت دوربین اجرا میکرد. بازیگران دیگر در برابر پرده سبز خالی بازی نمیکردند؛ نور واقعی محیط مجازی روی صورتشان میتابید و حتی میتوانستند واکنش بصری لحظهای داشته باشند.
از نسل جدید چه خبر؟

امروز فناوری «متاهیومن» (MetaHuman) آنریل انجین ۵ به شما اجازه میدهد در کمتر از 10 دقیقه یک کاراکتر کاملاً واقعی با مو و پوست دارای رگ ایجاد کنید. مرز بین بازی و سینما محو شده است. شاید فیلم بعدی نولان هم با موتور بازی ساخته شود؛ شاید هم بازی بعدی آنقدر سینمایی باشد که نیاز به اقتباس سینمایی نداشته باشد. چیزی که از استاپموشن کینگ کونگ تا صحنههای بلادرنگ «مندلورین» ثابت است، این حقیقت است که جلوههای ویژه همیشه در حال تکامل بودهاند، اما هدف یکسان مانده: ساختن باورپذیرترین دروغ به کمک پیشرفتهترین حقیقت فنی زمانه.
کدام فیلم بهترین جلوه های ویژه را دارد؟








