
چرا بازی Half Life 2 یکی از بهترین شوتر اول شخصهای تمام دوران است؟
چرا بازی Half Life 2 یکی از بهترین شوتر اول شخصهای تمام دوران است؟
(به قلم حسن نصرالهی)
بازی Half Life 2 اگر نگوییم بهترین، یکی از بهترین شوتر اول شخصهای تمام دوران است. این را نه با نوستالژی میگویم و نه از شدت هیجان. Half Life 2 به طرز غیر قابل انکاری پایه و اساس بخش مهمی از طراحی این ژانر لعنتی را بنا نهاد. Half Life 2 صرفاً یک عنوان پیشگامانهی تاریخی نیست. این تنها یک بازی تحسین شدهی قدیمی نیست که تقریباً هر سال در جشنوارههای مختلف از آن به نیکی یاد میشود. واقعیت این است که Half Life 2 هنوز مکانیک، تصورات و مفاهیم خود را موثرتر، ماهرانهتر و قدرتمندتر از تقلید کنندگان اجرا میکند. به همین دلیل است که من هنوز آن را بازی میکنم.
به وضوح چیزی در مورد Half-Life 2 و لحظات ابتدایی آن متفاوت است. هیچ صحنهی نمایشی وجود ندارد و هیچ میان پردهی طولانی در کار نیست که داستان وحشتناک از سقوط بشریت را با جزئیات کامل نشان دهد. فقط یک حالت غیر عادی وجود دارد. «شهر ۱۷» با اینکه با فناوری غیر معمول Combine مخدوش شده، اما از هر جهت شهری آشنا به نظر میرسد. در حقیقت بدون آنکه شرح حالی دقیق ارائه شود، «شما» دقیقاً به تاریکی دنیای هف لایف 2 پی خواهید برد.
من کاملاً از عمد در بازی هالف لایف 2 به جای «گوردون فریمن»، «شما» میگویم. بر خلاف اکثر بازیهای اکشن، شما نقش قهرمان را بازی نمیکنید. بلکه شخصیت قهرمان نقش شما را بازی میکند! بی زبان بودن «گوردون» نه یک شکست روایی بلکه یک مجرای عمداً تو خالی است که از طریق آن بازیباز شخصیت خود را به دنیای خصمانهی Half Life 2 منتقل کند. در واقع «گوردون فریمن» ظرفی برای تجربیات، واکنش و پاسخهای درونی بازیباز است.
این چیزی بیشتر از آن است که به بازیباز اجازه دهیم شکافها را پر کند. برخلاف Half-Life اصلی که بازیباز صرفاً در نقش گوردون فریمن و در دنیایی که وی از آن شناخت کامل دارد، ظاهر میشد. دنباله آن از هرگونه قطع ارتباط بازیباز با شخصیت اصلی پرهیز میکند. در واقع تجربه و دانش شما با «گوردون فریمن» همسان است. بنابراین اعمالتان به گونهای انعکاس یکدیگر خواهند بود. Valve در بازی نیمه عمر 2 به شیوهای یگانه و البته نامرئی، قالبی را برای بازیباز ایجاد میکند که در آن شخصیت ناخودآگاه خود را میسازد و رشد میدهد.
مهمتر از همه گیم پلی است. گیم پلی به همان اندازه که آزاد و متنوع است تضمین میکند که جزئیات پیچیده آن دقیقاً مطابق میل بازیباز خلق شود. توانایی حمل ۱۰ اسلحهی بسیار متفاوت، به طور حتم با فلسفهی بازیهای مدرن با حمل ۲ سلاح مطابقت ندارد. اما چیزی بسیار مهمتر را تضمین میکند؛ «امکانات». در Half Life 2 به مجموعهای از سلاحها دسترسی دارید. تفنگهای ساچمهای، مسلسلها، مگنومها، نارنجکها و غیره که با هر کدام از آنها میتوان به گونهای کاملاً متفاوت بر جهان بازی تاثیر گذاشت.
البته «تفنگ جاذبه» (Gravity Gun) نیز وجود دارد. ابزاری کم نظیر که میتوان با آن از نظر فیزیکی به دنیای بازی دست یافت و آن را لمس کرد. این اسلحهی نمادین باعث شده شما خود را ساکن City 17 بدانید و به نوعی حس مالکیت آن را داشته باشید. نکتهای که کمتر عنوانی توانسته چنین دقیق آن را ارائه دهد. تقریباً هر چیزی یک سلاح است و هر چیزی میتواند باعث دگرگونی یک وضعیت شود. حتی یک ماشین را میتوان از جای خود بیرون آورد تا پوشش موقت ایجاد کند. اگر زمان و تکنیک لازم را دارید، میتوانید وسیله نقلیه مذکور را به جاده ببرید و تهدید کنید که همه چیز را در مسیرتان نابود خواهید کرد. شما به معنای واقعی کلمه آزاد و رها هستید تا هر آنچه که میخواهید انجام دهید.
همهی اینها به آزادی، حضور و علیت مرتبط است. ممکن است بتوانید با یک تفنگ ساچمهای از اتاقی پر از نیروهای Combine عبور کنید، اما اگر توالت را از دیوار جدا کنید و به شیوههای دیگری متوسل شوید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شیوهی انتخابیتان تا چه حد و چگونه میتواند بر چند ثانیهی بعدتان تاثیر بگذارد؟ اگر مأموریتی را با موفقیت پشت سر بگذارید، مهمات ذخیره شده و باقی مانده تا چه اندازه روی چیزهای بعد تأثیر میگذارند؟ اما مهمتر از این مثالها و مثالهای بی شمار دیگر، باید بدانید که تمام اعمالتان کاملاً شخصی خواهند بود و با هر بار بازی کردن، شیوهی بازی کردنتان هم متفاوت خواهد شد. همان طور که پیشتر هم اشاره کردیم، شما ساکن واقعی City 17 هستید و هر گونه که میخواهید میتوانید با آن برخورد کنید.
اساساً بازی Half Life 2 میداند که همه چیز به «شما» مربوط میشود. داستان شما، تجربهی شما، جزئیات شما، شخصیت شما، حکایات شما و پیروزیهای شما. برای همین است که هیچ صحنهای از دخالت توسعه دهندگان در بازی وجود ندارد. به همین دلیل است که هیج مدل سوم شخصی از «گوردون فریمن» وجود ندارد که به شما یادآوری کند او شبیه شما نیست. به همین دلیل است که هیچ چیزی وجود ندارد که به شما تحمیل شود. و اینکه چرا اساسیترین سلاح هف لایف 2 یک سلاح کلیشهای و کشنده نیست بلکه یک ابزار ساده و شگفت انگیز است که به شما اجازه میدهد هر کاری که میخواهید با دنیای بازی انجام دهید. با چنین فلسفهی ناب و بی تکراری، Half Life 2 نه تنها یکی از بهترین شوتر اول شخصهای تاریخ است بلکه یکی از برترین بازیهای تمام دوران هم محسوب میشود.
نظر شما در خصوص این بازی ماندگار چیست؟ نخستین خاطره خود از تجربه Half Life 2 را با ما در میان بگذارید. اگر مایل بودید کانال روبیکا، کانال تلگرام و صفحهی اینستاگرام ساویسگیم را دنبال کنید. همچنین میتوانید ویدیوهای گیم پلی بازیهای مختلف را در کانال یوتیوب ساویسگیم تماشا کنید.
خدا قوت آقای نصرالهی عزیز، لذت بردم. دفعه اولی که هف لایف 2 رو بازی کردم، محو فیزیک بازی شدم. این بازی شوتر ایدهآل منه، همه چی داره، گانپلی خوب، تنوع بالا، گشت و گذار، وسایل نقلیه، فضاسازی عالی (همینجور باید تا صبح فهرست کنم) خیلی کم شدن متأسفانه این سبک بازیها، بین بازیهای جدید مترو تا حدودی به این شاهکار نزدیک میشد در بعضی زمینهها، امیدوارم استاکر 2 امیدوارمون کنه.