بررسی بازی Doloc Town؛ مزرعهداری در دنیای پساآخرالزمانی با طعم مترویدوانیا
بازی Doloc Town، ساختهٔ استودیوی RedSaw Games Studio و انتشار توسط Logoi Games و Pathea Games، ترکیبی تازه از سبک مزرعهداری و زندگیسازی با المانهای مترویدوانیا در قالبی دوبعدی و دید جانبی است. بازیکنان در جهانی پساآخرالزمانی کاوش کرده و در شهر کوچکی به همین نام ساکن میشوند، درحالیکه رازهای پشت سر قهرمان گمشده و فناوری اِدن را کشف میکنند.
بازی از همان ابتدا فضای پساآخرالزمانی را بهخوبی القا میکند؛ برخلاف بسیاری از شبیهسازهای مزرعهداری، بخش گیمپلی با شرایطی کاملاً متفاوت آغاز میشود. در اینجا خبری از بیلزدن و کاشت بذر در خاک نیست، زیرا خاک بهاندازهٔ کافی حاصلخیز نیست و محصولات فقط در حوضچههای مخصوص (Basins) قابلکشت هستند. این تنها آسیب باقیمانده از آخرالزمان نیست؛ آبوهوا نیز عوارض خطرناکی به همراه دارد و فصلها بههمان اندازه مرگبارند.
مکانیکهای کشاورزی؛ چالشهایی دلچسب در دل ویرانی
باران اسیدی، یکی از چالشهای اصلی بازی، در ابتدا وحشتآور بهنظر میرسید. اما این ویژگی به یکی از نقاط قوت بازی تبدیل شد. استفاده از مالچ (Mulch) برای محافظت از گیاهان در برابر شرایط مختلف آبوهوایی، حس خوبی به بخش کشاورزی اضافه کرده است. همچنین بهلطف حوضچهها، میتوانید گیاهان را به داخل خانه ببرید تا از آنها محافظت کنید. این مکانیکها، پیچیدگی جذابی به گیمپلی مزرعهداری افزودهاند، بدون اینکه بیشازحد استرسزا باشند.
بهدلیل دید دوبعدی بازی، مزرعه نیز بهشکل معمولی چیده نشده است. بازیکنان باید بهسمت بالا بسازند و از سکوها برای ایجاد فضای کافی برای محصولات و ماشینآلات استفاده کنند. این ویژگی جذاب دیگر، بهلطف طراحی آسان و راحت استودیو برای تغییر چیدمان، بسیار لذتبخش بود. قابلیت جابهجایی صندوقها با قرار دادن آنها در موجودی، یکی از ویژگیهای بهبود کیفیت زندگی (Quality of Life) بود که واقعاً بدیع بهنظر میرسید.
دامداری و ماشینآلات؛ لذتی بدون دغدغه

علاوه بر محصولات، بازیکنان میتوانند حیوانات را نیز در مزرعه نگهداری کنند. تغذیه و شاد نگه داشتن آنها آسان بود و نیازی به نگرانی در مورد شرایطی مثل باران اسیدی یا گرمای شدید نداشتم. اینکه توسعهدهنده قابلیت آسیبدیدن حیوانات را اضافه نکرده، بسیار قابلقدردانی بود، زیرا به من اجازه میداد بدون اضطراب از وجود حیوانات در مزرعه لذت ببرم.
آخرین فعالیت در مزرعه، تعامل با ماشینآلات مختلفی است که از طریق درختهای فناوری قفلگشایی میشوند؛ از ذوبکنندهها تا تجزیهکنندههای زباله. برخلاف انتظار، ژنراتورها به یکی از محبوبترین ابزارهای من تبدیل شدند و لذت بردن از تماشای افزایش توان پس از هر رعدوبرق و دیدن ماشینآلات در حال کار، حس رضایت عمیقی به من میداد.
اکتشاف و مترویدوانیا؛ دنیایی پر از راز
هر زمان که از مزرعهداری فارغ میشدم، به کاوش در حومهٔ شهر میرفتم. اینجاست که جنبهٔ مترویدوانیایی بازی خود را نشان میدهد؛ منابع، دشمنان و اسرار فراوانی در خارج از Doloc Town وجود دارد. دیوارها و مناطق پنهانی نیز با کاوش دقیق قابلیافت هستند. البته همهچیز از ابتدا در دسترس نیست و برخی مناطق با کسب تواناییهای حرکتی جدید که با پیشرفت در بازی به دست میآیند، قابلدسترسی میشوند.
نکات ضعف؛ دیالوگهای تکراری و ترجمهٔ نامناسب

متأسفانه، مانند بسیاری از بازیهایی که فعالیتهای زیادی ارائه میدهند، کمبود عمق در برخی ویژگیها بهوضوح احساس میشد. برای مثال، تعامل با مردم شهر چندان جذاب نبود، زیرا دیالوگها بهشدت ساده و تکراری بودند. ترجمهٔ انگلیسی بازی نیز چندان روان نبود و گاهی بهنظر میرسید که بهدلیل موانع زبانی، بخشی از مفهوم دیالوگها از دست رفته است.
تکرار دیالوگها در موقعیتهای جدی نیز بسیار ناامیدکننده بود. دو مثال عالی از این موضوع، در یک مأموریت، ماهیگیر از من خواست تا ماهی افسانهای را که هرگز در زندگی واقعی ندیده، پیدا کنم. پس از سه روز ماهیگیری سخت و پیدا کردن آن، با کمال تأسف، دفعهٔ بعد که همان مأموریت را گذاشت، دقیقاً همان دیالوگ تکراری را داشت! این موضوع حس غوطهوری را بهشدت کاهش داد.
مشکل دیگر با این شخصیت بود که از من میخواست بذرهای کمیاب از گذشته را پیدا کنم. پس از تحویل اولین بذر، با تحویل بذرهای دوم و سوم، متوجه شدم که دیالوگها بهندرت تغییر میکنند و وقتی چندین عدد از آنها را داشتم، کاملاً حس کماهمیتی به من دست داد.
جمعبندی؛ ایدههای خوب، اجرایی ناقص
علیرغم لذت بردن از فضای بازی و نکات ظریف در گیمپلی مزرعهداری، مشکلاتی مانند ترجمهٔ ضعیف، دیالوگهای تکراری و عدم تأثیرگذاری اقدامات بازیکن، تجربه را تحتالشعاع قرار داد. پس از بیش از 36 ساعت بازی، حس کردم که هیچیک از ویژگیهای متعدد بازی بهاندازهٔ کافی جذاب نبودند تا من را درگیر نگه دارند.
Doloc Town ایدههای زیادی ارائه میدهد، اما هیچیک از آنها در سطحی فراتر از ظاهر، عمق کافی ندارند. این یکی از آن بازیهایی بود که واقعاً امیدوار بودم دوستش داشته باشم، زیرا با فضای آن ارتباط برقرار کردم، اما در نهایت، حس نارضایتی با من ماند.
امتیاز ساویس گیم: 6.5 از ۱۰

