بررسی بازی Infinitevania؛ سفری رنگارنگ در دل دنیاهای بینهایت
از کودکی، همواره عاشق بازیهای دوبعدی سبک مترویدوانیا بودهام. بههمین دلیل، با دیدن هر عنوان تازهای در این ژانر، مشتاقانه به سراغش میروم. Infinitevania، ساختهٔ استودیوی JHT Games، بهشدت تحت تأثیر دو بازی بزرگ این سبک یعنی Castlevania: Symphony of the Night و Hollow Knight قرار دارد.
بازی شما را در قلعهٔ افروم رها میکند؛ بدون هیچ پیشزمینهٔ داستانی بزرگ یا سکانس سینمایی. تنها چیزی که میبینیم، جادوگری است که سیگار میکشد. شما شخصیتی با موهای آبی به نام پسر (Boy) را کنترل میکنید که زبانی تند و گزنده دارد. Infinitevania دارای صداپیشگی به دو زبان انگلیسی و پرتغالی است، اما باید بگویم که کیفیت صداپیشگی چندان عالی نیست و کمی آماتوری بهنظر میرسد.
داستان؛ طلسمی بیپایان در مرکز هستی
شما بهسرعت وارد نبردی با افروم میشوید که از آن دسته مبارزات است که هر کاری کنید، محکوم به شکست هستید. پس از شکست، با پیشزمینهٔ بیشتری از قهرمان و داستانش آشنا میشوید که هیچشباهتی به داستانهای سنتی کستلوانیا ندارد. وقتی شخصیت اصلی درِ ورودی را باز میکند، دریچهای ظاهر شده و او را به جهانی دیگر منتقل میکند. در این مکان جدید، با پیرمردی روبرو میشوید که به شما میگوید در جایی به نام اینفینیتوانیا قرار دارید که در مرکز کیهان واقع شده است. این مکان پر از دریچههایی است که شما را به دنیاهای گوناگون میبرند؛ دنیاهایی پر از موجودات عجیب، اما هیچکدام به خانه بازنمیگردند. پیرمرد ۹۷ سال است که به دنبال راه خروج میگردد، اما هر بار به همین نقطه بازمیگردد؛ نقطهای که آغاز همهچیز است.
بهنظر تنها راه خروج از اینجا و پایان دادن به این چرخه، نابودی هستهٔ اینفینیتوانیا است. بااینحال، این کار سادهای نیست؛ حتی اگر آن را پیدا کنید، برای نابودیش بهاندازهی کافی قوی نیستید.
گیمپلی؛ مهارتآموزی و پیشرفت در دنیاهای موازی

برای ذخیرهسازی بازی، میتوانید از توتِمها (Totems) استفاده کنید. با پیشرفت و یادگیری تواناییهای جدید، این توتِمها به شما امکان جابهجایی آسان بین مکانها و تجهیز ارواحی که قدرتتان را افزایش میدهند، میدهند؛ مانند روح خشم که وقتی تنها یک ضربه تا شکست فاصله دارید، آسیب بیشتری به دشمن وارد میکند. توتِم همچنین بهعنوان نقطهٔ بازگشت عمل میکند؛ پس از مرگ یا خروج از بازی، از همین نقطه بازخواهید گشت.
برای اینکه بهاندازهٔ کافی قوی شوید تا هسته را نابود کنید، باید موجودات ساکن این دنیاها را شکست داده و قدرتهای آنها را جذب کنید. این تواناییهای دزدیدهشده به شما اجازه میدهند که بالاتر بپرید، سریعتر بهبود یابید، نامرئی شوید و هر شریری را که ملاقات میکنید بسوزانید. پس از باز کردن این قابلیتها، استفاده از آنها بسیار آسان است؛ زیرا کنترلهای بازی بسیار روان و پاسخگو طراحی شدهاند.
همانطور که در سبک مترویدوانیا مرسوم است، هنگام کاوش در مناطق مختلف، به مکانهایی برخواهید خورد که بدون داشتن مهارت یا توانایی خاصی، نمیتوانید از آنها عبور کنید. برای به خاطر سپردن مکان این موانع، میتوانید آنها را روی نقشه علامتگذاری کنید تا بعداً راحتتر به آنها بازگردید. شخصیت اصلی اغلب دیوار چهارم را شکسته و با جملاتی مثل «کاش آن پرش دوم مفیدی را داشتم که همهٔ شخصیتهای مترویدوانیا دارند» به شما سرنخ میدهد که برای عبور از آن بخش به چه تواناییای نیاز دارید.
نبرد با باسها؛ چالشی رضایتبخش

با پیشرفت در داستان، با باسهایی روبرو میشوید که باید با آنها بجنگید. این مبارزات جذاب هستند، زیرا الگوهای حملهای دارند که باید برای شکست کارآمد آنها را یاد بگیرید؛ کار به سادگی دویدن و ضربه زدن نیست. بههمین دلیل، وقتی موفق به شکست آنها میشوید، حس رضایت عمیقی به شما دست میدهد.
طراحی بصری؛ انفجار رنگ در هر قاب
Infinitevania دنیایی زنده و پرجنبوجوش با رنگهایی است که از صفحهنمایش بیرون میزنند. شخصیت اصلی بهویژه رنگارنگ است: موهای آبی، کت بنفش، سربند قرمز و شنل سرمهای؛ هیچگاه در پسزمینه گم نمیشود. محیطها جذاب طراحی شدهاند و با پیشرفت داستان، دنیاهای متنوعی برای کاوش وجود دارند که بازی را همیشه تازه و جدید نگه میدارند.
جمعبندی؛ تجربهای کوتاه اما شیرین
از بازی کردن Infinitevania لذت زیادی بردم. بزرگترین مشکل من، کیفیت صداپیشگی بود، اما کنترلهای عالی، دنیاهای متنوع برای کاوش و دشمنان چالشبرانگیز، این بازی را به تجربهای رضایتبخش تبدیل کردهاند. این بازی خیلی طولانی نیست و حدوداً هشت ساعت زمان میبرد تا به پایان برسد، اما اگر به دنبال اثری با زمانبری کمتر یا یک پلتفرمر دوبعدی برای اسپیدران یا استریم هستید، Infinitevania گزینهای است که ارزش بررسی دارد.
امتیاز ساویس گیم: ۷ از ۱۰

