بررسی انحصاری Gears of War E-Day؛ بازگشت به ریشههای خونین
من یک طرفدار پروپاقرص سری Gears of War هستم. تمام نسخههای آن را بازی کردهام، حتی نسخهای که روی گوشیهای همراه منتشر شد. صدها ساعت را در حالتهای آنلاین، چه PVP و چه PVE (بهویژه Horde) در Gears of War 3، Gears of War 4 و Gears 5 سپری کردهام. حالا مشتاقانه منتظر Gears of War E-Day هستم؛ بازیای که قصد دارد ما را به ریشههای این مجموعه بازگرداند.
سری Gears of War بهدرستی لقب «تعریفکنندهٔ سبک» (Define Genre) را یدک میکشد، چراکه الگوی بازیهای تیراندازی سومشخص را ترسیم کرده است. اما دلیل عشق من به این بازی، تجربهای کامل و یکپارچهای است که ارائه میدهد. میتوانید داستانی حماسی و اسطورهای را بهتنهایی یا با دوستانتان تجربه کنید. اگر به بازیهای رقابتی علاقه دارید، حالتهای بیشماری مانند Capture the Flag، King of the Hill و Team Deathmatch در انتظار شماست. و اگر دوست دارید با دوستانتان در حالت PVE به مبارزه بپردازید، Gears این امکان را نیز برای شما فراهم کرده است؛ چراکه این سری، ایدهٔ مبارزات موجی (Waves) را با حالت خونین و لذتبخش Horde ابداع کرد. همهٔ اینها در بازی پیشرو، یعنی Gears of War E-Day، نیز وجود خواهد داشت.
در ادامه به پیش نمایش Gears of War E-Day می پردازیم. این پیشنمایش شامل فصل اول و نیمی از فصل دوم (Act 2) بود و حدود ۲ تا ۳ ساعت بازی را در بر میگرفت. در ادامه، هرآنچه را که از این پیشنمایش دریافت کردم، اعم از نکات مثبت و منفی، با شما به اشتراک میگذارم.
بازگشت خون و تکهتکهسازی

سری Gears of War همواره دربارهٔ برادری، عضلات، قدرت و کشتن دشمنان با خشونتی تمام عیار بوده است. این دقیقاً همان چیزی است که در E-Day یافتم. بازی بهشدت بر حفظ هویت اصلی Gears of War و بازآفرینی آن در قالبی مدرن تأکید دارد. تکهتکهسازی هیولاهای Locust پس از غیبت در Gears 5، بار دیگر بازگشته است. اکنون میتوانید تکههای بدن Locust را در هوا پراکنده و خونشان را روی صفحه ببینید. راستش، امیدم را از دست داده بودم که دیگر چنین صحنههایی را ببینم، با توجه به گسترش تفکرات ملایمتر و نرمتر در بازیها.
یکی دیگر از چیزهایی که در Gears 4 و Gears 5 از دست داده بودیم، خشم و غرشی بود که همیشه بر چهره و صدای قهرمانان نقش بسته بود. E-Day این فریادهای حماسی و اظهارنظرهای قوی و تحقیرآمیز قهرمانان را به رقبایشان بازگردانده است. نکتهٔ جالبتر اینکه، خون، کثیفی و آسیبها در طول بازی روی شخصیتها باقی میمانند. حتی هیولاهای Locust نیز خشنتر و باهوشتر شدهاند؛ تا زمانی که شما پشت یک کاور هستید، آنها از پشت کاور خود بیرون نمیآیند، اما وقتی به آنها نزدیک میشوید، حرکت میکنند. بهجرئت میتوانم بگویم که E-Day در بازگرداندن فضای وحشت و بقای خشن سهگانهٔ اولیه، موفق عمل کرده است.
بدونشک، بهترین بخش Gears of War E-Day، بازی کردن دوباره با شخصیت اسطورهای مارکوس فینیکس است. مارکوس در اینجا جوانتر بهنظر میرسد، اما هنوز همان روحیهٔ مارکوس همیشگی را دارد. نکتهٔ لذتبخش این است که اظهارنظرهای کنایهآمیز او با صدای غلیظ و متمایزش، اینجا نیز حضور دارند. حتی برخی از اظهارنظرهای قدیمی او بهعنوان ادای احترام به طرفداران (Fan Service) بازگشتهاند، مانند عبارت «Look Mom no Face» وقتی که سر دشمن را منفجر میکنید.
همچنین بخوانید: 10 لحظهی ناراحت کننده در Gears Of War – ساویسگیم (savisgame.com)
مکانیکهای جدید گیمپلی
E-Day تنها به ارائهٔ آنچه در سهگانهٔ اصلی دوست داشتیم، اکتفا نکرده، بلکه تغییراتی در مکانیکهای بازی و همچنین گسترش نحوهٔ پیشروی در مراحل اعمال کرده است. بهعنوان مثال، روش دویدن تغییر کرده و روانتر شده است. هنوز هم قدرت دویدن را احساس میکنید، اما دیگر دوربین به شما نزدیک نمیشود و نمیلرزد تا زمانی که دویدن به پایان برسد؛ روش دویدن در اینجا انعطافپذیرتر و روانتر است.
همچنین میتوانید در حین دویدن، با فشار دادن دکمهٔ A، روی زانوها بلغزید و از زیر خودروها عبور کنید و دشمن را با یک شلیک شاتگان غافلگیر کنید. همچنین میتوانید از پوششهای زمینی و تقریباً هر چیزی بهعنوان کاور برای محافظت در برابر ضربات استفاده کنید.
یکی از مهمترین قابلیتهای جدید در این سری، امکان پرش است. فقط کافی است هر زمان که خواستید، دکمهٔ Y را فشار دهید تا به هر جایی بپرید. این حرکت ساده، ایدههای جدیدی برای موقعیتگیری در مکانهای مختلف یا بالا رفتن از نقاط بلندتر برای تیراندازی ایجاد کرده است. همچنین از پرش برای پیشروی و عبور از مراحل استفاده خواهید کرد. همهٔ اینها حرکت بازی را پویاتر و کنترل عمودی بیشتری در حین مبارزه فراهم کرده است.
البته سلاحهای نمادین این سری، در کنار سلاحهای جدیدی مانند پرتابکنندهٔ نارنجک Gut-Puncher (که هنوز به آن عادت نکردهام) نیز حضور دارند. اگر از من بپرسید که بیشتر از همه کدام سلاح را در Gears دوست دارم، پاسخ میدهم: Gnasher، اسلحهٔ شاتگان Gears، که در اینجا نیز بازگشته و تکهتکه کردن اجساد Locust با آن، لذتی وصفناپذیر دارد. همچنین، این نسخه داستان پشت اختراع تفنگ ارهای معروف، Lancer را روایت میکند که برای طرفداران سری، بسیار جذاب بود. نکتهٔ قابلتوجه دیگر، انتقال نشانگر Active Reload از سمت راست صفحه به وسط آن است.
گسترش در طراحی مراحل

یکی از چیزهایی که مرا شگفتزده کرد، روش ارائهٔ مراحل در بازی است. برخی از مراحل کاملاً خطی نیستند، مانند نسخههای اصلی، و همچنین جهانباز (Open World) مانند Gears 5 نیستند؛ بلکه میتوان آنها را «خطی گسترده» (Wide Linear) نامید. فضای یک مرحله بهگونهای طراحی شده که گسترده است؛ میتوانید نقشهٔ مرحله را باز کنید، به اکتشاف بپردازید، با جهان بازی آشنا شوید و اقلام کلکسیونی جمعآوری کنید. همچنین برخی از مراحل شامل مأموریتهای جانبی نیز میشوند؛ نبردهای اختیاری و فعالیتهای جانبی که در آنها به غیرنظامیان کمک میکنید، در سراسر شهر به تحقیق میپردازید و مناطقی خارج از مسیر اصلی داستان را کاوش میکنید. این گسترش همچنین به شما امکان میدهد تا از جهات مختلف به اهداف خود برسید.
در اینجا، E-Day بار دیگر با ارائهٔ ارتقاءهای سلاح برای اولین بار در تاریخ Gears of War، ما را غافلگیر میکند. این ارتقاءها بهصورت مدهای (Mods) برای سلاحهای شما هستند که در طول پیشرفت بازی به دست میآیید. این مدها قابلیتهای مختلفی به سلاحهای شما اضافه میکنند. بهعنوان مثال، مدی برای Lancer که در حالت Active Reload، اگر با اره دشمنی را بکشید، فعال میشود و ایدههای زیادی برای تغییر مدها وجود دارد که میتوانید بهدلخواه تغییرشان دهید.
نکتهٔ دیگری که متوجه شدم، گستردهتر شدن طراحی نبردها است. نبردها دیگر در راهروهای تنگ نیستند، بلکه در مناطق وسیعی رخ میدهند که به شما امکان میدهند با تاکتیکهای مختلف وارد نبرد شوید. میتوانید بهترین مکان برای پرش، پنهانشدن و تیراندازی را پیدا کنید، یا با استفاده از Gnasher، دور دشمنان حلقه بزنید و آنها را نابود کنید، یا با سلاحهای قدرتمندی مانند Boom یا Sniper، دشمنان خود را از پای درآورید.
مرتبط: این مبارزان فداکار | رتبه بندی بازی های Gears Of War از بدترین تا بهترین
روایت اولین روز رنج بشر
بر کسی پوشیده نیست که داستان Gears of War E-Day، ۱۴ سال پیش از وقایع نسخهٔ اول و دقیقاً در روزی به نام E-Day رخ میدهد؛ روزی که انبوهی از هیولاهای Locust برای اولین بار از اعماق زمین بیرون آمدند و هر انسانی را که جلویشان بود، بیرحمانه به قتل رساندند.
همهٔ نسخههای قبلی Gears of War در جهانی پساآخرالزمانی (Post-Apocalypse) جریان داشتند، اما در اینجا، تمدن بشری را در قالب شهر Kalona میبینیم؛ با ساختمانهای عظیم، دکوراسیونهای زیبا و زیرساختهای پاکیزه. اما در عین حال، با حسرت به آنها نگاه میکنیم، زیرا میدانیم چه سرنوشتی در انتظار ساکنان این شهر است.
نمیدانم در فصل اول (Act 1) چه اتفاقی افتاد، زیرا پیشنمایش از فصل دوم شروع شد. اما احتمالاً دربارهٔ شوک اولیهٔ مارکوس و همرزمانش در مواجهه با Locust، تلاش برای کمک به مردم و حرکت به سمت نزدیکترین پادگان ارتش COG بوده است، زیرا آنها در اصل سرباز بودند، اما در مرخصی یا مأموریتی مشابه بهسر میبردند.
فصل دوم با ورود مارکوس و همرزمانش به پادگان و پیوستن دوباره به نیروهای Gears آغاز میشود و مأموریت میگیرند تا کنترل شهر Kalona را در دست گرفته و این دشمن مرموز و بیرحم را شکست دهند. بهدلیل کوتاهی مدت پیشنمایش، صحنههای سینمایی زیادی ندیدم، اما دوست داشتم فقط مارکوس و دوستش دام (Dom) صحبت کنند. دو شخصیت جدید به نامهای Mag و Valen سهم زیادی از صحنههای سینمایی را به خود اختصاص دادهاند. میفهمم که آنها شخصیتهای جدیدی هستند و بازی میخواهد آنها را معرفی کند، اما من فقط به دیدن مارکوس و دام در اکثر مواقع اهمیت میدهم. همچنین فرمانده تیم، شخصیتی زن به نام Grey است که به تیم Bravo Squad دستور میدهد. من مخالف حضور زنان در دنیای بازیها نیستم، اما فکر میکنم Gears of War یک بازی کاملاً مردانه است.
تولیدی عظیم و هیجانی برای تجربهٔ کامل

در نگاه اول، عظمت تولید Gears of War: E-Day را احساس میکنید. این بازی از فناوریهای پیشرفتهٔ موتور Unreal Engine 5 مانند Lumen، Ray Tracing، MegaLights و Nanite استفاده میکند که بهمعنای نورپردازی واقعی، بازتابهای دقیق، تعداد زیادی از منابع نوری و سایهها و همچنین پشتیبانی از HDR10 است. تیم The Coalition بازی را از صفر بازسازی کرده و از داراییها یا حرکات نسخههای قبلی استفاده نکرده است. شخصیتها با گرافیک چهرهای پیچیدهتر و حالات چهرهای منحصربهفرد توسعه یافتهاند، بهطوری که شخصیتهایی مانند مارکوس و دام واقعیتر از همیشه با حفظ طراحی شناختهشدهشان بهنظر میرسند. همچنین شهر Kalona بهعنوان بزرگترین و دقیقترین مکان در تاریخ این سری، با تمرکز بر روایت داستان از طریق محیط، طراحی شده است.
این بازی دارای سیستم تخریب بسیار پیشرفتهای است که امکان فروپاشی کامل ساختمانها، ایجاد حفره، ریزشهای زمین، تخریب سطوح و مکانهای مخفی در حین نبرد را فراهم میکند. همچنین سیستم خون و تکهتکهسازی واقعیتری دارد. روی ایکسباکس سری ایکس، بازی در حالت داستانی با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه و در بازی گروهی با ۱۲۰ فریم بر ثانیه اجرا میشود، با بافتهای Ultra HD و نورپردازی Ray Tracing پویا. نسخهٔ رایانه نیز با همکاری Nvidia بهینهسازی شده تا زمانهای بارگذاری و مشکل لگ Shader Compilation کاهش یابد.
و همهٔ اینها با یک موسیقی متن باشکوه تکمیل میشود که غوطهوری در بازی را افزایش میدهد. من عاشق موسیقی تم اصلی (Main Theme) هستم و قبل از شروع بازی، لحظاتی مکث میکردم تا بخش خاصی از موسیقی را بشنوم.
متأسفانه نتوانستم بخش آنلاین بازی را تجربه کنم، اما این بخش برای حداکثر ۴ بازیکن بهصورت آنلاین در دسترس بود.
بیشتر بخوانید: بیوگرافی کلیف بلزنیسکی | خالق Gears of War – ساویسگیم (savisgame.com)
جمعبندی نهایی
در پایان باید بگویم که از آنچه دیدم، بسیار هیجانزده هستم. بله، زمان پیشنمایش کوتاه بود و از پایانش ناراحت شدم، اما این تجربه، هیجان مرا به سطحی بینظیر رساند، بهطوری که طاقت انتظار برای انتشار کامل بازی در ۶ اکتبر را ندارم.

