سینما

ترفندهای ناب فیلمنامه‌نویسی از نگاه کارگردان‌های مطرح سینما

خیلی‌ها فکر می‌کنند فیلمنامه‌نویسی ذاتی است یا فقط مربوط به «ایده خوب» است. اما حقیقت این است: فیلمنامه‌نویسی حرفه‌ای ساختارها و تکنیک‌های یادگرفتنی دارد. در این مقاله از ساویس گیم، مهمترین این ترفندها را از زبان استادان بزرگ سینما مرور می‌کنیم و در انتها یک تمرین عملی انجام می‌دهیم.

۱. قانون سه‌پرده (سید فیلد)؛ مثال از کریستوفر نولان

سید فیلد، پدر ساختار مدرن فیلمنامه، گفت: «هر داستان خوب سه بخش دارد: راه‌اندازی، رویارویی، حل‌وفصل.» قانون سه‌پرده می‌گوید نقطه عطف اول در صفحه ۲۵ اتفاق می‌افتد (قهرمان وارد ماجرا می‌شود) و نقطه عطف دوم در صفحه ۵۰ (همه چیز به نظر غیرممکن می‌رسد).

مثال از نولان در فیلم «تلقین (Inception)»: پرده اول: کاب شروع به کار می‌کند. نقطه عطف اول: پیشنهاد کار آخر (گذاشتن ایده در ذهن فیشر). پرده دوم: آموزش و طراحی نقشه. نقطه عطف دوم: مرگ مالی (که کل تیم را در معمای درون‌درون گیر می‌اندازد). پرده سوم: تعقیب و گریز ذهنی، حل معما، و سرانجام توقف فرفره‌ – بدون جواب قطعی. نولان به ما یاد می‌دهد که حتی فرمول کلاسیک را می‌توان با حفظ ابهام شکست.

۲. فلش بک و راوی غیرقابل اعتماد؛ تارانتینو در «داستان عامه‌پسند»

تارانتینو نشان داد که زمان خطی اصلاً ضروری نیست. در «داستان عامه‌پسند (Pulp Fiction)، صحنه اول (اتفاق در رستوران) از نظر زمانی آخرین اتفاق است، اما اول می‌آید. راوی غیرقابل اعتماد (Unreliable Narrator) یعنی به مخاطب بگو «این حقیقت است» اما بعداً ثابت کن که راوی اشتباه می‌کند یا دروغ می‌گوید.

کاربرد عملی: اگر شخصیت شما داستانی را تعریف می‌کند که خیلی خوش‌بینانه است، مخاطب حق دارد شک کند. اجازه دهید شک مخاطب در پایان با یک فلش بک کوتاه تأیید شود که نشان می‌دهد راوی بخش‌هایی را حذف کرده. این تکنیک به شدت لایه‌های روانشناختی به فیلمنامه اضافه می‌کند.

۳. دیالوگ‌نویسی: «نشان بده، نگو»؛ نمونه از «کازابلانکا»

مهمترین قانون فیلمنامه: به جای گفتن احساسات، آن‌ها را نشان بده. مثال معروف: به جای اینکه یک شخصیت بگوید «عاشقتم»، از او بخواهید در سکوت به عکس کسی نگاه کند و اشک بریزد.

صحنه کلاسیک از «کازابلانکا»: ریک (هافمن) و ایلزا (بگمن) در بار ملاقات می‌کنند. هیچکس نمی‌گوید «دلم برات تنگ شده» یا «تو رو دوست دارم». در عوض، ایلزا از پیانیست می‌خواهد «As Time Goes By» را بنوازد. ریک عصبانی می‌شود و می‌گوید «بهش گفتم هیچوقت اون آهنگ رو نت‌نوازه». این دیالوگ دوپهلو، گذشته عاطفی آن‌ها را بدون توضیح مستقیم نشان می‌دهد. نویسنده مایکل کورتیز این قانون را طلایی می‌دانست.

۴. ساختار قهرمان (جوزف کمبل) در «جنگ ستارگان»

جوزف کمبل در کتاب «قهرمان هزار چهره» نشان داد که اسطوره‌های تمام فرهنگ‌ها از یک الگو پیروی می‌کنند: سفر قهرمان (Hero’s Journey) شامل ۱۲ مرحله مثل «فراخوانی به ماجراجویی»، «عبور از اولین دروازه»، «آزمایش‌ها، دوستان و دشمنان»، «شکست بزرگ»، «بازگشت با اکسیر».

جرج لوکاس مستقیماً از این کتاب در «جنگ ستارگان» استفاده کرد. لوک اسکای واکر را از یک کشاورز ساده به شوالیه‌ی جدای تبدیل می‌کند. هر مرحله از سفر قهرمان را می‌توان روی فیلم اول منطبق کرد. ترفند کاربردی: دفعه بعد که فیلمی می‌بینید، بررسی کنید کدام مرحله از سفر قهرمان را طی می‌کند. خواهید دید تقریباً تمام فیلم‌های موفق (از «ماتریکس» تا «بازی تاج و تخت») به این چارچوب وفادارند، یا عامدانه آن را نقض می‌کنند که همان نقض آگاهانه خودش هوشمندانه است.

تمرین عملی: یک دیالوگ ضعیف را به دیالوگ قوی تبدیل کنید

دیالوگ ضعیف (هرگز ننویسید):

سارا: «خیلی ناراحتم چون مادرم فوت کرده و دلم برایش تنگ شده.»
جان: «من هم دلم برای پدرم تنگ می‌شود. حیف که بدون خداحافظی رفت.»

این دیالوگ ضعیف است چون: مستقیم می‌گوید، بیان عاطفی ندارد، و برای مخاطب چیزی نمی‌گذارد که خودش کشف کند.

دیالوگ قوی (پیشنهادی):

(سارا و جان پشت میز آشپزخانه نشسته‌اند. سارا لیوان چای را در دست می‌چرخاند، نگاهش به بخاری است.)
سارا: «مادرم همیشه چای را سه دقیقه دم می‌کرد. نه یک دقیقه بیشتر، نه یک دقیقه کمتر.» (مکث)
جان: «پدرم ساعت‌ها را کوک می‌کرد. صدای تیک‌تیکش همه‌جا بود. بعد که رفت… سکوت عجیبی بود.»
(هر دو به بخاری خیره می‌مانند، هیچکس حرف نمی‌زند.)

چرا قوی است؟ نشان می‌دهد (نه می‌گوید)، از جزئیات حسی (چای، صدای ساعت) استفاده می‌کند، سکوت به مخاطب اجازه می‌دهد خودش احساسات را تفسیر کند، و نکته اصلی (فوت والدین) هرگز مستقیماً عنوان نمی‌شود.

قانون طلایی نهایی

دیوید ممت (برنده پولیتزر) می‌گوید: «به مخاطب خود احترام بگذارید. هرگز چیزی را توضیح ندهید که می‌توانید نشان دهید. هرگز چیزی را نشان ندهید که مخاطب می‌تواند حدس بزند.» دنبال همین قانون باشید، فیلمنامه‌هایتان نفس‌گیر خواهند شد.

حالا نوبت شماست: در بخش نظرات، یک دیالوگ ضعیف (اختراعی یا از فیلم واقعی) بنویسید، و ما با هم آن را به دیالوگ قوی تبدیل می‌کنیم.

رضا خلف چعباوی

به نام خدا - سلام، سابقه‌ی نوشتن بیش از 3000 مطلب گیمینگ و نویسندگی در بزرگ‌ترین سایت‌های ایران. بازی‌های مورد علاقه: Metal Gear Solid 3، سری Devil May Cry، فرنچایز Yakuza: Like a Dragon و Gravity Rush. ایمیل کاری: khc.reza@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا