نقد و بررسی Unravel؛ کاموایی برای تمام فصول!
(به قلم حسن نصرالهی)
بازی Unravel توسط استودیو سوئدی Coldwood Interactive و با همکاری EA توسعه یافته است. عنوانی که علیرغم کوچکیاش، یک عنوان سکوبازی-معمایی خوش ساخت و پر احساس میباشد. خالقان با عناصری کلاسیک، محصولی دلنشین را ساخته و پرداخته کردهاند. اثری دوست داشتنی که وقتی آن را تجربه میکنید، لبخند رضایت بر چهرهتان نقش میبندد.
Unravel سفری غریبانه است. بازیباز در این بازی نقش موجودی به نام یارنی را بر عهده دارد. یارنی ماحصل کاموایی است که به طور اتفاقی از سبد یک پیرزن بیرون میآید. بعد از این اتفاق، بلافاصله ماجرای یارنی آغاز میشود.
به محض شروع به آلبومی برخورد میکنید که تصاویر آن محو هستند. اما صفحات این آلبوم، زمانی رنگ به رخسار میگیرند که خاطرات آن پیرزن را در یک ماجراجویی ناب مرور کنید. بازی Unravel بی کلام است اما عناصر بصری آن به شیوایی سخن میگویند.
در 10 فصلی که به ماجراجویی میپردازید، ضمن آنکه خاطرات شکل گرفته در تصویر نقش میبندد، درگیر سکوبازی و روند معمایی این بازی میشوید. هر چند در اوایل روند معما گونهی مراحل بر دیگر عناصر بازی میچربد، با این حال رفته رفته توازن برقرار میشود. اما روند بازی با عناوین مشابه تفاوتهایی دارد.
با توجه به اینکه یارنی یک کاموا میباشد، باید این نکته را مد نظر داشت که این کاموای دوست داشتنی، محدودیت حرکتی دارد. در واقع او هر چقدر پیشروی میکند به سوی تمام شدن قدم بر میدارد! برای همین نحوهی پیشروی بسیار حائز اهمیت خواهد بود. اگر بیش از حد پیچ و تاب بخورید، از یک جایی به بعد دیگر نمیتوانید به مسیر ادامه دهید. در نتیجه باید بازگردید، اشتباهات خود را اصلاح کرده و گرههای کور را باز کنید!
فارغ از این موضوع اساسی، Unravel عمدتاً به معماهای خود تکیه زده است. کیفیت معماها نیز به نوبهی خود رضایت بخش است. اما در ادامه به دام تکرار میافتند و از آن خلاقیت ابتدای بازی دور میشوند.
معماهای بازی فیزیکی و بر مبنای تواناییهای محدود یارنی بنا شدهاند. یارنی میتواند بین دو سکو پُل فنری ایجاد کند و خود را به ارتفاعات برساند یا از جایی آویزان شود و با تاب خوردن، موانع را پشت سر بگذارد. موارد اینچنینی شالودهی گیم پلی را سر و شکل دادهاند. این مکانیکهای ساده هر چند با پیشروی، آن خلاقیت نابشان را از دست میدهند اما هر لحظه میتوانند موجب شگفتی بازیبار شوند!
به طور کلی هر مرحله چه از منظر بصری و چه از نظر گیم پلی با یکدیگر تفاوت دارد. مراحل خلاقانه طراحی شدهاند و برخی از آنها به معنای واقعی کلمه ماندگار میشوند. مشکل اینجاست که شرایط متفاوت هر بخش، با مکانیکهای تکراری سر و شکل میگیرد. با توجه به آنکه مراحل تقریباً طولانی هستند و معماها با فاصلهی زمانی کوتاه رخ میدهند، این نکته در دراز مدت حوصله سربر میشود. از این موضوع که بگذریم گیم پلی و روند بازی به طور کلی بسیار رضایت بخش است.
سناریوها متفاوت هستند. بازیباز هر از گاهی در میان حجم عظیم معماها، با فصول تعقیب و گریز، بادبان سواری، درگیری با پرندهها و سناریوهای این چنینی روبرو خواهد شد که بسیار لذت بخش از کار درآمدهاند. این سناریوها به واسطهی تصویر سازی خارق العاده سازندگان، حسابی غبار خستگی را از تن میزدایند!
همانطور که عرض کردیم در اوایل، بازی کاملاً بر روند معمایی خود تکیه زده است. اما در ادامه توازن قابل قبولی بین عناصر معمایی و سکوبازی برقرار میشود. به طور کلی سکوبازی ساده و سرگرم کنندهای در انتظار بازیباز خواهد بود. لحظههایی که با سناریوهای متفاوتی هم همراه شدهاند.
در این بین، دغدغهی ارزشمند سازندگان هم نمایان میشود. تیم بازیسازی Coldwood Interactive مراحل چشمنواز Unravel را از محیطهای واقعی کشور سوئد الگوبرداری کردهاند. در همین راستا محیطهای بازی Unravel به طرز باشکوهی واقعی و خیره کنندهاند.
بازی ابتدا در باغچهای رنگارنگ جریان دارد. سپس در مناطق جنگلی، شهری، صنعتی، کوهستانی و مکانهای دیگر هم دنبال میشود. نکتهی قابل توجه اینجاست که هر چقدر جلوتر میرویم محیطها تاریکتر و صنعتیتر میشوند. خالقان دغدغهی زیست محیطیشان را هم به نحو شیرینی و با زبان خود بازی (صامت) بیان میکنند.
موسیقی نیز در تمام مراحل بازیباز را همراهی میکند و تجربهای دل نشین و به یاد ماندنی را به ارمغان میآورد. گاهی عناصر صوتی و بصری بازی، به طرز هنرمندانهای با یکدیگر تلفیق میشوند تا روایتگر لحظهها باشند. خصوصاً زمانی که خاطرهها روی تصویر نقش میبندند، این تلفیق دلنشین، حسی ناب را به بازیباز منتقل میکند.
نکتهای که در پایان بازی باعث افسوس من شد، این بود که خالقان میتوانستند شخصیت پردازی فوق العادهای را برای یارنی تدارک ببینند. هر چند او به طور کلی دوست داشتنی است. اما وقتی پایان بندی دل نشین و پر احساس بازی را شاهد هستیم، این فقدان کاملاً به چشم میآید. یارنی تنها با دو چشم احساس بسیاری دارد. اما این احساس صرفاً با کنش و واکنشهای او در جریان گیم پلی منتقل میشود. به لطف پویانمایی عالی بازی، به خوبی احساس و ضعف او را شاهد خواهیم بود.
یارنی اگر در سرما باشد میلرزد. او با اینکه از قابلیت شنا بی بهره است اما هر زمان که در آب میرود به سرعت خود را خشک میکند. این کاموای دوست داشتنی، در جریان بازی به زیبایی به اطراف مینگرد و در مجموع شرایط روحی و جسمی وی به نحو مطلوبی منتقل میگردد. اما جای یک میان پردهی تاثیرگذار که احساس ناب او را تمام و کمال منتقل کند، حسابی خالی است. این نکته با پایان بندی بازی کاملاً آشکار میشود. پایان بندی زیبایی که بسیار هم خلاقانه میباشد.
در مجموع Unravel، عنوانی بسیار خوب و دل نشین است. در این سالها فقدان یک بازی معمایی-سکوبازی دوبعدی خوش ساخت به شدت احساس میشد. خوشبختانه استودیوی خوش ذوق Coldwood Interactive با عرضهی بازی Unravel این فقدان را برطرف کرده است. اگر چه به جز آیتمهای جمع کردنی بهانهای برای تجربهی مجدد این بازی وجود ندارد. اما Unravel تجربهایست گرانبها که حس ناب آن را تا مدتها فراموش نخواهید کرد.
امتیاز ساویسگیم: 8 از 10
FINAL VERDICT
Overall, Unravel is a very good and entertaining title. During these years, the lack of a well-made 2D puzzle-platformer game was strongly felt. Fortunately, the tasteful Coldwood Interactive studio has made up for that loss with the release of Unravel. However, with the exception of collectible items, there is no excuse to try this game again. But Unravel is a precious experience that you will not forget for a long time
SavisGame Score: 8 out of 10
عالی آقای نصرالهی عزیز🌹
قربانت رضاجان🌷