بهترین بازیهای داستانمحور که هر گیمری باید تجربه کند
بازیهای ویدیویی بسیار فراتر از سرگرمیهای تعاملی سادهاند؛ آنها به رسانهای بدل شدهاند که میتوانند عمیقترین احساسات انسانی را برانگیزند و داستانهایی روایت کنند که مدتها پس از خاموش شدن صفحه نمایش، در ذهن مخاطب طنینانداز میمانند. داستانمحورترین عناوین این صنعت، جایی ایستادهاند که سینما، ادبیات و تئاتر به هم میرسند و تجربهای خلق میکنند که در هیچ مدیوم دیگری قابل تکرار نیست: مشارکت فعالانه مخاطب در سرنوشت شخصیتها. در ادامه، عناوینی معرفی میشوند که هر گیمری برای درک قدرت روایی این رسانه باید تجربهشان کند. با ساویس گیم همراه شوید.
آخرین بازمانده از ما (The Last of Us) – تراژدی در آخرالزمان

شاهکار استودیوی ناتی داگ، داستانی ظاهراً آشنا از بقا در دنیایی پساآخرالزمانی را روایت میکند، اما آنچه این عنوان را جاودانه میسازد، اجرای بینقص آن است. رابطه میان جوئل و اِلی، که از بیاعتمادی و زورگویی آغاز میشود و به عشقی پدرانه بدل میگردد، سفری احساسی است که بازیکن تنها تماشاگرش نیست، بلکه در لحظههای دردناک تصمیمگیری شریک است. سکانس آغازین بازی، که در آن جوئل دخترش را از دست میدهد، یکی از ویرانگرترین لحظات تاریخ بازیهای ویدیویی است و پایان جنجالی و خاکستری بازی، پرسشهای اخلاقی بیپاسخی مطرح میکند. این بازی ثابت کرد که یک اثر تعاملی میتواند به اندازه یک فیلم اسکاری، بالغ و تأثیرگذار باشد.
رد دد ردمپشن ۲ (Red Dead Redemption 2) – مرثیهای برای غرب وحشی

آرمانشهر راکستار، روایتگر سقوط آرام و غمانگیز آرتور مورگان، یاغیای است که در پایان دوران غرب وحشی، با مفهوم وفاداری، فناپذیری و رستگاری دستوپنجه نرم میکند. این بازی یک وسترن کلاسیک نیست؛ بلکه مرثیهای است برای یک شیوه زندگی رو به انقراض. ریتم آرام و متأملانه آن، برخلاف اکثر عناوین اکشن، به شما فرصت میدهد تا در جهان نفسگیرش زندگی کنید؛ ماهیگیری در سحرگاه، صحبت با همقطاران در کنار آتش و زیر سؤال بردن انتخابهایتان. روایت بازی به قدری لایهلایه و شخصیتهای فرعیاش چنان عمیقاند که سفر آرتور از یک قانونشکن خشن به انسانی که در جستجوی معناست، تجربهای بهیادماندنی و غمبار میشود.
ویچر ۳: شکار وحشیانه (The Witcher 3: Wild Hunt) – بلوغ در فانتزی
بسیاری از بازیهای فانتزی، نبرد خیر و شر را ترسیم میکنند؛ ویچر ۳ اما در سایههای خاکستری اخلاقی غوطهور است. گرالت از ریویا، شکارچی هیولا، در جهانی قدم میگذارد که انسانها اغلب از هیولاهایی که او میکشد، پستترند. قدرت اصلی این بازی در مأموریتهای فرعیاش نهفته است؛ داستانهای کوتاهی که هرکدام میتوانند قلبتان را بشکنند یا درکتان از درست و غلط را به چالش بکشند؛ مانند مأموریت «بارون خونین» که روایتی چندلایه از خشونت خانگی، فقدان و تلاش برای بخشش است. انتخابهای شما به ندرت سیاه و سفید هستند و عواقبشان ساعتها بعد، به شکلی غافلگیرکننده ظاهر میشوند و این جهان بی رحم را به طرز هولناکی واقعی میسازند.
نیئر: اتوماتا (NieR: Automata) – فلسفه در لباس اکشن

در نگاه اول، نیئر: اتوماتا یک بازی اکشن نقشآفرینی درباره اندرویدهایی است که با ماشینها میجنگند. اما یوکو تارو، خالق بازی، از این بستر برای واکاوی مفاهیم عمیق اگزیستانسیالیستی استفاده میکند؛ معنای انسان بودن چیست؟ آیا آگاهی یک نعمت است یا نفرین؟ چرا موجودات برای چیزی فراتر از خودشان میجنگند؟ ساختار روایی نامتعارف بازی، که شما را وادار میکند داستان را از زاویه دید شخصیتهای مختلف و چندین بار تجربه کنید، و پایانهای چندگانهاش، مدیوم بازی را به چالش میکشد. پایان حقیقی، که از دل منوی تیراندازی و ارتباط با بازیکنانی که هرگز ندیدهاید رخ میدهد، تجربهای منحصربهفرد از همدلی جمعی است که اشک را در چشمان سختترین مخاطبان هم مینشاند.
سفر (Journey) – شعر بیکلام
گاهی یک داستان بزرگ، نیاز به دیالوگ ندارد. Journey از استودیوی Thatgamecompany، تمثیلی بیواژه از زندگی، مرگ و تولد دوباره است. شما به عنوان موجودی رداپوش، سفری انفرادی را به سوی کوهی نورانی در دوردست آغاز میکنید و در این مسیر، ممکن است همراهی ناشناس به شما بپیوندد؛ بازیکنی واقعی که نمیتوانید با او صحبت کنید، جز از طریق نتهای موسیقیایی سادهای که بدنتان تولید میکند. این ارتباط خاموش اما عمیقاً انسانی، روایت را میسازد. سفر، با مدت زمان کوتاه و زیبایی بصری و موسیقایی مسحورکنندهاش، ثابت میکند که بازیها میتوانند نابترین شکل هنر را بدون حتی یک کلمه ارائه دهند.
لبه پرتگاه ذهن (Disco Elysium) – شکوه دیالوگ

جهان Elysium یک بازی اکشن یا فانتزی حماسی نیست. شما یک کارآگاه ازهمپاشیده هستید که صبح پس از میگساریای فاجعهبار، باید قتلی را حل کند. کل داستان این بازی نقشآفرینی، از طریق دیالوگهای بینظیرش پیش میرود؛ نه تنها با شخصیتهای دیگر، بلکه با بخشهای مختلف ذهن خودتان. مهارتهایی مانند همدلی، اقتدار یا منطق، هریک صدایی در سر شما دارند و دائماً شما را قضاوت میکنند. این شاهکار ادبی، شکستی عمیق، فلسفی و بعضاً خندهدار از روان انسان، ایدئولوژیهای سیاسی و تلاش برای بهتر شدن در جهانی شکستخورده است.
هر یک از این عناوین، گواهی بر بلوغ بازیهای ویدیویی به عنوان یک هنر رواییاند. تجربه آنها نه فقط سرگرم شدن، بلکه درک این حقیقت است که گاهی داستانها برای آنکه عمیقاً لمسشان کنیم، نیاز دارند که خودمان دکمهها را فشار دهیم.
بازی پیشنهاد شما؟


