تاپ تن بهترین دنیاهای جهانباز در تاریخ بازیهای ویدیویی که ارزش گشتوگذار دارند
برخی بازیها فقط یک نقشه نیستند؛ جهانهایی زنده هستند که ساعتها میتوانی در آنها پرسه بزنی، بیآنکه حتی یک مأموریت اصلی انجام دهی. دنیاهایی که غروب خورشید در آنها تماشایی است، نسیم از لای شاخهها عبور میکند، غریبهای در گوشهٔ میخانه داستانی برای گفتن دارد و هر تپه، افق تازهای را پنهان کرده است. در این فهرست از ساویس گیم، ۱۰ دنیای جهانباز برتر تاریخ بازیهای ویدیویی را مرور میکنیم که گشتوگذار در آنها خودش یک پاداش است.
۱۰. Ghost of Tsushima
جزیرهٔ سوشیما در قرن سیزدهم، با مزارع نیلوفر، جنگلهای بامبو، معابد بودایی و دشتهای پوشیده از گلهای پامپاس. باد راهنما که به جای فلش روی صفحه، مسیر را با وزش خود نشان میدهد، هایکو سرودن در نقاط دیدنی، و شمشیرزنی در میان برگهای افرای پاییزی. هیچ HUDای نمیتواند به اندازهٔ خودِ طبیعت، راهنمایتان باشد.
۹. Skyrim

ده سال، بیست سال، مهم نیست چند بار به این سرزمین سرد و خشن برگردی؛ هنوز هم غاری کشفنشده، ماجرایی تعریفنشده و اژدهایی در افق پیدا میشود. از برفهای ویندهلم تا جنگلهای ریفتن، از شفقی سبز در آسمان شب تا آواز مطربها در میخانههای ویترون، اسکایریم خانهٔ دوم میلیونها گیمر است.
والهالا، اودیسی یا اوریجینز | کدام اساسین کرید داستان بهتری دارد؟
۸. Assassin’s Creed Odyssey

یونان باستان با تمام شکوه آفتابزدهاش: جزایر کیکلادس با خانههای سفید و سقفهای آبی، معبد پارتنون در آتن، مجسمهٔ زئوس در المپیا، و دریای اژه که میتوانی با کشتیات در آن بادبانی کنی در حالی که خدمه آوازهای یونانی میخوانند. ملاقات با سقراط در بازار آتن و بحث فلسفی با او، گشتوگذار را به کلاس تاریخ تبدیل میکند.
۷. Horizon Zero Dawn و Forbidden West
جهانی پساآخرالزمانی که در آن طبیعت، تمدن فروریخته را پس گرفته و رباتهای غولپیکر شبیه دایناسور در آن پرسه میزنند. از کوههای برفی سرزمین Banuk تا جنگلهای بارانی و سواحل کالیفرنیا در Forbidden West. ویرانههای شهرهای امروزی که با خزه و درخت پوشیده شدهاند و غروب نارنجی که از میان دندههای فولادی یک Tallneck میتابد.
۶. The Legend of Zelda: Breath of the Wild

هایرول در این نسخه یک تابلوی نقاشی آبرنگی است که هر گوشهاش چیزی برای کشف دارد. بالا رفتن از هر برج، گلاید کردن بر فراز درهها، پختوپز در کنار آتش زیر باران، و پیدا کردن کوروکهای پنهان زیر هر سنگ مشکوک. این هایرول با تو حرف نمیزند؛ با تو زندگی میکند. و سیستم فیزیک و شیمی آن (آتش که علف را میسوزاند و باد که دود را میبرد) واقعیتر از هر جهان فانتزی دیگری است.
۵. Grand Theft Auto V (Los Santos)

لس سانتوس فقط یک شهر مجازی نیست؛ یک تقلید طنزآمیز و عاشقانه از لسآنجلس واقعی است. غروب صورتی از پشت نخلها، رادیو با آهنگهای دههٔ ۸۰، و امکان انجام هر کاری: از گلف بازی و تماشای سینما تا دزدی از بانک. جزئیات دیوانهوار (مثل وبسایتهای قابل مرور درون بازی یا نمایشهای تلویزیونی که میتوانید روی کاناپه تماشا کنید) لوس سانتوس را به زندهترین شهر تاریخ گیم تبدیل کرده است.
۴. The Witcher 3: Wild Hunt

سرزمینهای شمالی، جزایر اسکلیگه با کوههای مهآلود و موسیقی ویولنی که از دور میآید، تاکستانهای توسان با شراب قرمز و شوالیههای رنگارنگ. اما آنچه ویچر ۳ را خاص میکند، فقط مناظر نیست؛ بلکه داستانهایی است که در این جهان پنهان شده. کلبهای متروک در جنگل، نامهای خونین روی جسد، و ناگهان درگیر یک مأموریت فرعی میشوید که از بسیاری بازیهای کامل عمیقتر است. گرالت ممکن است تنها باشد، اما جهانش هرگز ساکت نیست.
۳. Elden Ring

سرزمین میانه (The Lands Between) اولین دنیای جهانباز فرامسافتور است، و چه دنیایی! هر افق، یک سیاهچال مخفی را پنهان کرده؛ هر خرابه، داستان تراژیک ناگفتهای دارد؛ و هر غروب طلایی روی اردتری (درخت عظیم نورانی)، شما را به سفری تازه فرا میخواند. زیبایی مالیخولیایی دریاچه لیورنیا، وحشت پوسیدگی اسکارلت در کیلید، و عظمت خیرهکنندهٔ پایتخت لیندل. اینجا هیچ قطبنما و نشانگری نیست که دستت را بگیرد؛ فقط حس کنجکاوی توست که راه را نشان میدهد.
10 فیلم شگفتانگیز که هر عاشق Red Dead Redemption 2 باید ببیند!
۲. Red Dead Redemption 2

غرب وحشی راکستار فقط یک نقشه نیست؛ یک اکوسیستم زنده است. صبح زود، مه از روی باتلاقهای بایو بلند میشود و تمساحها آرام در آب میلغزند. در کوهستانهای گریزلیز، رد پای خرس را در برف دنبال میکنی. یک آهو کنار رودخانه آب مینوشد، عقابی در آسمان چرخ میزند، و آرتور مورگان در کمپ کنار آتش مینشیند و برای مری بت نامه مینویسد. میتوانی ساعتها فقط ماهی بگیری، شکار کنی، یا در سالون شهر ولنتاین پوکر بازی کنی و به مکالمات NPCها گوش دهی. این جهان آنقدر زنده است که حتی وقتی خاموشش میکنی، انگار به زندگی ادامه میدهد.
۱. The Legend of Zelda Tears of the Kingdom

بازی Tears of the Kingdom تا حد زیادی یک دنباله مستقیم و کامل برای BOTW است، زیرا بر پایه و اساس آن بازی استوار است. این موضوع در ابتدا مورد بحث بسیاری بود، اما TOTK با ایجاد و بهبود بسیار بر آنچه که بازی اول بنا نهاد، ثابت کرد که چیزی بیش از یک DLC هفتاد دلاری است.
بازی TOTK دارای انواع دشمنان بیشتر، سیاه چالهایی با مضمون به سبک Zelda سنتیتر است (اگرچه آنها تا حد زیادی از همان فرمول BOTW پیروی میکنند) و حتی دنیای باز بزرگتری برای کاوش دارد. غارهای جدید، یک عالم اموات برای کشف از طریق اعماق و حتی جزایر شناور در آسمان وجود دارد. علاوه بر این، تواناییهای جدید لینک از تخیلیترین تواناییهای تاریخ این سری هستند و به بازیکنان این فرصت را میدهند تا خلاقیتهای خود را به روشهایی کشف کنند که فقط آرزوی داشتن آن را در BOTW داشتند. بیخیال، بی انصافی نکنید، این بازی خارق العاده دی ال سی است!؟ این چه دی ال سی است که به اندازه 10 بازی کامل محتوا دارد!؟ کاش همه دی ال سیها چنین بودند!
🏡 نوبت شماست!
اگر میتوانستید برای همیشه در یکی از این جهانها زندگی کنید، کدام را انتخاب میکردید؟ آیا کلبهای در اسکایریم میساختید، در لوس سانتوس یک زندگی مدرن پرزرقوبرق راه میانداختید، یا در هایرول به ماجراجویی بیپایان میپرداختید؟ انتخاب خود و دلیلش را در بخش کامنتها بنویسید و بگویید اولین کاری که در آن جهان میکردید چه بود! منتظر خواندن انتخابهای جذابتان هستیم.








