سینمامعرفی و نقد فیلم

سبک امضای کارگردانان بزرگ سینما: از هیچکاک تا تارانتینو

در جهان سینما، برخی کارگردانان چنان سبک منحصربه‌فردی از خود به‌جای می‌گذارند که تنها با دیدن چند ثانیه از فیلم، یا حتی یک نمای ایستا، می‌توان نام آن‌ها را با اطمینان صدا زد. این «اثر انگشت هنری» حاصل ترکیبی از انتخاب‌های بصری تکرارشونده، وسواس‌های روایی و جهان‌بینی شخصی است که در طول سال‌ها فعالیت، امضای مولف را شکل می‌دهد. در این نوشتار از ساویس گیم، از زبان دوربین آلفرد هیچکاک تا ضرباهنگ شلاق‌وار کوئنتین تارانتینو را مرور می‌کنیم.

آلفرد هیچکاک؛ استاد تعلیق و نگاه خیره

راهنمای جامع اصطلاحات سینما برای مبتدیان: از دالی شات تا قاب طلایی
آلفرد هیچکاک

بحث دربارهٔ سبک بصری را باید با «هیچ» آغاز کرد. امضای هیچکاک تنها در داستان‌های تعلیق‌آمیزش خلاصه نمی‌شود، بلکه ریشه در تسلطی بی‌نظیر بر روانشناسی دوربین دارد. او به‌خوبی می‌دانست که تماشاگر چطور می‌بیند و چه زمانی ضربان قلبش بالا می‌رود. تکنیک «دراماتیک کردن فضا» با استفاده از نمای نقطه‌نظر (POV) و تدوین ضربدری، مخاطب را به جاسوسی فعال بدل می‌کند که اطلاعاتی بیش از شخصیت اصلی در اختیار دارد، فن مشهور «بمب زیر میز». از نظر بصری نیز، نمادهای بصری تکرارشونده مثل پلکان‌های مارپیچ در سرگیجه، زوم دالی معروف (Dolly Zoom) برای القای حس سرگیجه و از جا پریدن، و حضور کوتاه و امضاوار خودش در گوشه‌ای از فیلم (کئو)، نشانه‌هایی هستند که سینمای او را تبدیل به کلاس درسی برای فیلمسازان کرده است. وسواس او بر سر زنان بلوند، مردان متهم به اشتباه، و احساس گناه منتقل‌شونده، مضامینی هستند که هویت هیچکاکی را تکمیل می‌کنند.

کوئنتین تارانتینو؛ سمفونی خشونت و دیالوگ‌های پاپ‌کورن

فیلم های کوئنتین تارانتینو
فیلم های کوئنتین تارانتینو

اگر هیچکاک استاد تصویر است، تارانتینو بی‌شک استاد کلمه و خون. امضای او در جای‌جای آثارش غیرقابل انکار است: دیالوگ‌های طولانی، به‌ظاهر بی‌ربط و فوق‌العاده سرگرم‌کننده دربارهٔ جزئیات پاپ‌کالچر (از برگرهای رویال ویت پنیر در داستان عامه‌پسند گرفته تا تفسیر آهنگ Like a Virgin) که ناگهان با انفجار ناگهانی خشونت فوق‌تلطیف‌شده قطع می‌شوند. بصری‌ترین امضای او، نماهای «Trunk Shot» (نمای دوربین از داخل صندوق عقب ماشین) و نمای «God’s Eye View» (نمای عمود از بالای سر شخصیت‌ها) است. استفاده افراطی از زوم‌های سریع، پرده‌های سیاه بین فصول، اسلوموشن‌های راه رفتن قهرمانان در برابر غروب خورشید، و موسیقی متن‌های چندژانری و عمدتاً واینلی، همگی او را به پست‌مدرن‌ترین قصه‌گوی عصر ما بدل کرده‌اند. روایت‌ غیرخطی و فصل‌بندی شده نیز مانند امضایی بر کتاب قصه‌های اوست که زمان را تکه‌تکه کرده و داستان را مانند پازل پیش چشم تماشاگر می‌چیند.

وس اندرسن؛ تقارن اجباری و پالت‌های آب‌نباتی

فیلم های وس اندرسن
فیلم های وس اندرسن

اگر به دنبال بصری‌ترین امضای سینمای مدرن بگردیم، وس اندرسن پادشاه بلامنازع آن است. یک نگاه به یک کادر کاملاً متقارن، با رنگ‌های پاستلی و آب‌نباتی، سوژه‌ای که درست در مرکز لنز ایستاده، و حرکات آرام و تراولینگ ۹۰ درجه‌ای دوربین، می‌دانیم که در دنیای قصه‌وار وس اندرسن هستیم. او نه تنها از تقارن بصری که وسواسی کودکانه دارد، بلکه خانواده‌های ازهم‌گسیخته، پدران غایب، شخصیت‌های عبوس با چمدان‌هایی از اندوه، و عشق به جزئیات عجیب (مانند فهرست کردن اشیا با زیرنویس‌های دقیق) جانِ روایت‌هایش را می‌سازند. پالت‌های رنگی محدود و وسواس‌گونهٔ او در طراحی صحنه و لباس، امضایی چنان قوی است که حتی می‌توان یک عکس تبلیغاتی از هتل کنتیننتال در هتل بزرگ بوداپست را بدون دیدن نام کارگردان به او نسبت داد.

کریستوفر نولان؛ زمان، معمار هزارتوها

در نقطهٔ مقابل اندرسن، نولان با ذهنی ریاضی‌وار و منطقی، زمان را به بازی می‌گیرد. امضای روایی او روایت‌های موازی، غیرخطی و تودرتو است که در آن «زمان» نه فقط یک عنصر، که شخصیت اصلی و آنتاگونیست پنهان داستان است. از حرکت رو به عقب در ممنتو تا لایه‌های رؤیایی با سرعت‌های زمانی متفاوت در تلقین و اتساع زمان در میان‌ستاره‌ای. از منظر بصری، کت و شلوارهای رسمی شخصیت‌ها، ماسک‌ها (بین، بتمن)، صحنه‌های اکشن عظیم بدون تکیهٔ افراطی بر CGI (چرخش راهرو در تلقین یا سقوط هواپیمای واقعی در تنت)، و قهرمانان وسواسی‌ای که با فقدان همسر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، امضای او را می‌سازند. موسیقی متن‌های هانس زیمر با صدای باس عمیق و ضرباهنگ شبه‌ساعتی نیز بخشی تفکیک‌ناپذیر از جهان نولان است.

وونگ کار-وای؛ شعر باران و ساعت‌های گمشده

وونگ کار-وای
وونگ کار-وای

در سینمای هنگ‌کنگ، امضای وونگ کار-وای به اندازهٔ یک قطعه شعر هایکو، غنی و قابل‌تشخیص است. دوربین کریستوفر دویل با گام‌های استپ‌موشن و نوردهی‌های اغراق‌آمیز، چهره‌ها را در باران‌های بی‌وقفه، دود سیگار و نور نئونی حل می‌کند. روایت‌های او قصه‌هایی از عشق‌های ناتمام، آدم‌های تنها در شلوغی شهر، و زمانِ در حال فرار است. موسیقی‌های تکراری لاتین (در روزهای وحشی بودن)، لباس‌های براق چیونگ‌سام با گل‌های درشت، متن‌های نمایش‌داده‌شده روی پرده با فونت خاص، و ساعت‌های دیواری که مدام تاریخ و ساعتی نزدیک به انقضا را نشان می‌دهند، امضای سینمایی‌اش هستند.

این سبک‌ها ثابت می‌کنند که مؤلف حقیقی، به‌جای تکرار فرمول، جهانی چنان منسجم خلق می‌کند که المان‌های آن خودبه‌خود تبدیل به الفبایی شخصی می‌شوند؛ الفبایی که تنها با نام او خوانده می‌شود.

کارگردان مورد علاقه شما؟

رضا خلف چعباوی

به نام خدا - سلام، سابقه‌ی نوشتن بیش از 3000 مطلب گیمینگ و نویسندگی در بزرگ‌ترین سایت‌های ایران. بازی‌های مورد علاقه: Metal Gear Solid 3، سری Devil May Cry، فرنچایز Yakuza: Like a Dragon و Gravity Rush. ایمیل کاری: khc.reza@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا