فیلمهای کلاسیک سامورایی و میراث آنها در سینمای مدرن
شمشیر ساموراییها بر پردهٔ نقرهای نه فقط بدن دشمن، که مرزهای ژانر را درید و روح خود را در کالبد سینمای سراسر جهان دمید. از وسترنهای ایتالیایی گرفته تا کهکشانهای خیلی خیلی دور، ردّ پای شمشیرزنِ دورهٔ فئودال ژاپن چنان عمیق است که شاید بسیاری از مخاطبان حتی متوجه آن نباشند. این مقاله سفری است به قلب چند شاهکار جاودان سامورایی و میراثی که برای همیشه زبان بصری و روایی سینما را دگرگون کرد. با ساویس گیم همراه شوید.
راشومون (۱۹۵۰): تولد حقیقت نسبی
هرگاه در فیلمی یک اتفاق از چند زاویهٔ متضاد روایت شود، بدانید که کوروساوا در «راشومون» این شیوه را به گنجینهٔ سینما افزوده است. داستان تجاوز به یک زن و مرگ یک سامورایی در جنگل، از زبان چهار شخصیت (راهزن، زن، روح سامورایی و هیزمشکن) روایت میشود و هر بار حقیقت شکل دیگری به خود میگیرد. «اثر راشومون» دیگر اصطلاحی روانشناختی و روایی است. بدون این فیلم، روایتهای چندلایه و سوءتفاهمهای سرنوشتساز در آثاری چون «مظنونین همیشگی» یا «قهرمان» (Hero) چندان قابل تصور نبود.
هفت سامورایی (۱۹۵۴): الگوی گروه قهرمانان

داستان یک دهکدهٔ کشاورز که هفت سامورایی را برای دفاع در برابر راهزنان استخدام میکند، صرفاً یک حماسهٔ ۲۰۷ دقیقهای نیست؛ کهنالگوی «گردآوری گروه برای یک مأموریت» است. از «هفت دلاور» (The Magnificent Seven) که بازسازی مستقیم وسترن آن است، تا «یاغیهای نیروی دریایی» و حتی فیلمهای ابرقهرمانی مثل «انتقامجویان»، همگی مدیون ساختار منحصربهفرد کوروساوا هستند: معرفی تکتک قهرمانان با مهارتهای ویژه، شکلگیری رفاقت و نبرد نهایی حماسی. همچنین ریتم اکشن این فیلم با استفاده از دوربینهای متعدد و تدوین سریع، بنیان سکانسهای نبرد مدرن را بنا نهاد.
یوجیمبو (۱۹۶۱): شمشیرزنِ بینام، راهزنِ بینام
سامورایی سرگردانی که با بازی هوشمندانهٔ اختلافات دو دار و دستهٔ گانگستری، هر دو را نابود میکند، بیآنکه بداند پدرخواندهٔ کلینت ایستوود شده است. سرجیو لئونه در «به خاطر یک مشت دلار» (۱۹۶۴) تقریباً دیالوگ به دیالوگ و میزانسن به میزانسن «یوجیمبو» را به غرب وحشی آورد و ژانر وسترن اسپاگتی را متولد کرد. شخصیت «مرد بینام» که ایستوود جاودانهاش کرد (کمحرف، بدبین، اما با قوانین اخلاقی پنهان) دقیقاً میراث مستقیم ساموراییهای ضدقهرمان کوروساواست. فیلمهای «آخرین بازمانده» و حتی «جنگ ستارگان: مندلورین» نیز همین رگهٔ شخصیتی را یدک میکشند.
دژ مخفی (۱۹۵۸): از دژ مخفی تا ستارهٔ مرگ
حتماً شنیدهاید که جرج لوکاس از «دژ مخفی» کوروساوا برای خلق «جنگ ستارگان» الهام گرفته است. اما این وامداری فراتر از طرح کلی (نجات یک شاهزاده توسط یک ژنرال و دو آدم سادهلوح) است. تکنیک روایی استفاده از دونپایهترین شخصیتها (C-3PO و R2-D2 الهامگرفته از تائهای و ماتاکیشی) برای روایت داستان، انتقالهای وایپی (Wipe Transitions) که امضای بصری «جنگ ستارگان» شد و شمشیر نوری که بیشک بازآفرینی فناورانهٔ کاتانای سامورایی است، همه ریشه در همین فیلم دارند. مفهوم جدای نیز بهوضوح با بوشیدو (آیین سامورایی) پیوند خورده است: صلحطلبی در کنار مرگباری، رابطهٔ مرید و مرادی، و تقابل اخلاقی با وسوسهٔ قدرت.
هاراکیری (۱۹۶۲): شمشیر انتقاد اجتماعی
ماساکی کوبایاشی با «هاراکیری» نشان داد که ژانر سامورایی میتواند به پرسشگری سیاسی و فلسفی بدل شود. فیلم با نمایش بی رحمی ریاکارانهٔ نظام فئودال، اسطورهٔ شرافت سامورایی را میشکافد. این نگاه نقادانه به نهادهای قدرت، بعدها در فیلمهایی مثل «گلادیاتور» (به چالش کشیدن فساد امپراتوری) یا حتی وسترنهای تجدیدنظرطلبانه که اسطورهٔ غرب وحشی را میزدایند، جریان یافت. همچنین نبردهای فیلم که با سکون و سپس انفجار ناگهانی خشونت تعریف میشوند، الگوی تعلیق و اکشن در سینمای مدرن (مثلاً آثار کیانو ریوز در «جان ویک») را تحت تأثیر قرار داده است.
میراثی که هرگز از تیغ نمیافتد
سینمای کلاسیک سامورایی، بهویژه آثار کوروساوا، یک ژانر نبود؛ یک مکتب فیلمسازی بود. درسی در شخصیتپردازی اقتصادی، اکشن جغرافیامند (که فضا در آن معنای تاکتیکی دارد)، ریتم روایی، و جسارت در آمیختن سنت و مدرنیته. از «بیل را بکش» تارانتینو که رابطهٔ استاد و شاگردش از «بادیگارد» وام گرفته، تا «بتمن: شوالیهٔ تاریکی» که عظمت تراژیک آن وامدار این میراث است. دفعهٔ بعد که یک وسترن یا یک اپرای فضایی میبینید، با دقت گوش دهید؛ شاید صدای قدمهای آرام یک سامورایی را در باد بشنوید.
کدامیک از این فیلمها را دیدهاید؟

