
بررسی بازی Assassin’s Creed Shadows | ژاپن فئودالی به روایت یوبیسافت
سری Assassin’s Creed شاید دیگر آن درخشش دوران بازیهایی با حضور اتزیو آدیتوره را نداشته باشد، اما نمیتوان انکار کرد که هنوز هیچ مجموعه بازی ویدیویی مشابه آن وجود ندارد. اگرچه داستانهای بسیاری از نسخههای این سری ممکن است صددرصد با دوره تاریخیای که در آن روایت میشوند همخوانی نداشته باشند، اما امکان کاوش برخی از شگفتانگیزترین مکانهای جهان و تعامل با شخصیتهای تاریخی واقعی، چیزی است که کمتر بازیای میتواند در این سطح کیفی ارائه دهد. با ورود مکانیکهای نقشآفرینی (RPG) به این سری، بخشی از منحصربهفرد بودن آن ناگزیر از دست رفت، اما بازار ظاهراً از این جهتگیری استقبال کرد؛ بهطوریکه Assassin’s Creed Valhalla با وجود مشکلاتش، به موفقیت مالی دست یافت و در هفته اول عرضه، بیشترین فروش را در تاریخ این سری به ثبت رساند.
پس از بازگشت به ریشههای سری با Assassin’s Creed Mirage، این مجموعه در سال جاری با Assassin’s Creed Shadows بار دیگر به فرمول RPG جهانباز خود تأکید میکند. در حالی که نسخهای از این سری در ژاپن فئودالی، چیزی بود که هواداران مدتها خواستارش بودند، این بازی از زمان معرفیاش به دلیل انتخاب قهرمانانش، بهویژه یاسوکه – اولین مرد آفریقایی شناختهشده در ژاپن که در خدمت اودا نوبوناگا بود و هنوز بحث بر سر وضعیت او بهعنوان یک سامورایی واقعی ادامه دارد – و برخی اشتباهات فرهنگی جنجالی شده است. از جمله این موارد میتوان به استفاده از طرح پرچمی دزدیدهشده در آثار مفهومی و مجسمهای کلکسیونی از بازی اشاره کرد که دروازه توری آسیبدیدهای را نشان میدهد که شبیه به دروازه تخریبشده معبد ساننو در ناگازاکی است و به بمباران اتمی غمانگیز سال 1945 مرتبط میشود.
اگرچه برخی از انتقادات مطرحشده بهجا هستند، اما به نظرم حیف است اگر بحثهای پیرامون این بازی تنها به این مسائل محدود شود. من Assassin’s Creed Shadows را بازیای محکم یافتم که در بسیاری از جنبهها فرمول RPG این سری را بهبود میبخشد و با بهرهگیری کامل از دستاوردهای فنی شگفتانگیزش، گیمپلی جهانباز خود را ارتقا داده تا تجربهای بیشتر بر کاوش و زندگی در جهان بازی متمرکز باشد، نه صرفاً رفتن از یک نشانگر نقشه به نشانگر بعدی.
این بازی در اواخر قرن شانزدهم ژاپن، در دوره آزوچی-مومویاما – فاز نهایی دوره سنگوکو که با آشوبهای اجتماعی و یکپارچگی ژاپن تحت فرمانروایی جنگسالاران قدرتمند مشخص میشود – روایت میشود. این دوره با نبرد سکیگاهارا و تأسیس شوگونسالاری توکوگاوا توسط ایهیاسو توکوگاوا به اوج خود رسید. وضعیت سیاسی آشوبزده این دوره، پسزمینه داستان نائوئه، یک شینوبی زن از ایگا را تشکیل میدهد که پدرش توسط شینباکوفو – گروهی از افراد قدرتمند که در سایهها عمل میکنند تا از آشوب فراگیر ژاپن به نفع اهداف نامشخص خود بهره ببرند – کشته شده است.
نائوئه که برای انتقام از مرگ پدرش و بازپسگیری جعبه مرموزی که پدرش به او گفته بود به هر قیمتی از آن محافظت کند، عازم سفری برای انتقام میشود. این سفر او را به ملاقات و همکاری با برخی از قدرتمندترین مردان ژاپن و خدمتکارانشان، از جمله جنگجوی آفریقایی یاسوکه، میکشاند. یاسوکه به دلایل شخصی خود که به داستان برادری و فرقه تمپلار در این سری مرتبط است، به نائوئه در این مأموریت میپیوندد. در طول ماجرا، افراد دیگری نیز به آنها ملحق میشوند تا به بخشی از اتحادیهای تبدیل شوند که نائوئه برای مقابله با شینباکوفوی قدرتمند باید آن را تشکیل دهد.
اگرچه پیشفرض داستان نسبتاً ساده است، اما روایت Assassin’s Creed Shadows لذتبخش است و با پیچشهای غافلگیرکنندهای در مورد شینباکوفو همراه میشود که بازیکن را تا پایان عمدتاً رضایتبخش، مشتاق نگه میدارد. برخلاف Assassin’s Creed Valhalla که داستانش پس از دوازده ساعت شروع به خستهکننده شدن میکرد، داستان Shadows روایت بهتری دارد و با حدود 40 ساعت طول، بیش از حد طولانی نمیشود، هرچند پس از حدود 20 ساعت، به دلیل تکراری شدن برخی سناریوها و خطوط داستانی فردی، خستگی اندکی احساس میشود. با این حال، لحظات برجستهای در این ماجرا وجود دارد که تجربه آن را ارزشمند میکند، بهویژه برای علاقهمندان به تاریخ که عاشق دوره سنگوکو هستند، زیرا همه بازیگران اصلی اواخر قرن شانزدهم بهنوعی حضور دارند.
نائوئه و یاسوکه بهعنوان شخصیتهای اصلی، بیشترین توسعه را دریافت میکنند که از طریق مجموعهای از مأموریتها ارائه میشود که گذشته آنها و چگونگی رسیدنشان به روز سرنوشتساز حمله ارتش اودا نوبوناگا به ایگا را کاوش میکند. توسعه بیشتر در طول مأموریتهای اصلی و فرعی ارائه میشود که پیوند میان آنها و روابط جدید و موجودشان را عمیقتر میکند. کسانی که یکی از این دو شخصیت را بیشتر دوست دارند، میتوانند مأموریتها را با شخصیت مورد علاقه خود آغاز کنند، هرچند گاهی هر دو حضور دارند یا یکی از آنها برای پیشبرد داستان الزامی است. شخصیتهای دیگری نیز بر اساس نیاز داستان ظاهر میشوند، اما توسعه محدودی دریافت میکنند که با توجه به زمان کوتاه حضورشان تعجبآور نیست، اگرچه متحدان اتحادیه نقش کمی بزرگتری نسبت به شخصیتهای مأموریتهای اصلی منطقهای دارند و بنابراین کمی بیشتر در مرکز توجه باقی میمانند.
مانند بازیهای قبلی پس از تغییر به سبک نقش آفرینی، Assassin’s Creed Shadows نیز به بازیکنان اجازه میدهد در لحظات کلیدی تصمیمهایی بگیرند که میتوانند روابط یک شخصیت و نحوه پیشرفت داستان را به شدت تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، کسانی که تجربه سنتیتر Assassin’s Creed را ترجیح میدهند، میتوانند بازی را در حالت Canon بازی کنند که داستان را همانطور که توسعهدهندگان در نظر داشتند پیش میبرد. این گزینه قطعاً افزودنی خوب است و یکی از چندین گزینهای است که شکاف بین نسخههای نقش آفرینی این سری و فرمول کلاسیکی که چند نسخه ابتدایی را پیش میبرد، بیشتر پر میکند.
یک چیزی که Assassin’s Creed مدرن به نظر نمیرسد بتواند بهخوبی بازگرداند، داستان امروزی است و بنابراین تعجبآور نیست که Assassin’s Creed Shadows نیز در این زمینه موفق عمل نمیکند. این بازی نقطه شروعی برای یک داستان مدرن جدید است، اما با توجه به اهمیت کم آن در بازی، مشخص است که توسعهدهنده بیشتر بر درست کردن داستان تاریخی خود در اواخر دوره سنگوکو تمرکز کرده است. برای برخی، آنها در این زمینه شکست خوردهاند، زیرا دو قهرمان همچنان انتخابهایی جنجالی باقی میمانند، بهویژه یاسوکه که پیشتر در بازیهای دیگر دوره سنگوکو حضور داشته، اما هرگز بهعنوان یک سامورایی واقعی، و جزئیات اینجا و آنجا همچنان نادرست باقی ماندهاند. با این حال، یوبیسافت حداقل تلاش کرده برخی از جنجالها را برطرف کند، مانند غیرممکن کردن بالا رفتن از دروازههای توری، هرچند این تنها یکی از مشکلات متعدد در ستینگ بازی است.
آیا یک سامورایی سنتی ژاپنی قهرمان بهتری میبود؟ شاید، اما آن نیازمند روایت داستانی متفاوت بود. بخش کلیدی جذابیت داستان یاسوکه این است که او چگونه در جامعهای بسیار متفاوت از آنچه در آن متولد شده جا میافتد، و نقش تاریخی مبهمش به توسعهدهندگان آزادی خلاقانه بیشتری برای پر کردن جاهای خالی داده است. در عین حال، سری Assassin’s Creed همیشه با تاریخ واقعی آزادیهایی داشته که منجر به نادرستیهای زیادی شده است، مانند ظاهر برجسته عصای جادویی وگویسیری ایسلندی در Valhalla که هیچ مدرک تاریخی از استفاده آن در عصر وایکینگها وجود ندارد، بنابراین Shadows در این زمینه واقعاً کار متفاوتی انجام نداده است.
مانند داستانش، Assassin’s Creed Shadows دقیقاً مرزهای فرمول نقش آفرینی اکشن سومشخص که توسط نسخههای قبلیاش تثبیت شده را جابجا نمیکند، اما بهبودهای انتخابی را معرفی میکند که واقعاً تجربه را ارتقا میدهند. در حالی که بازیکن همچنان باید نقشه عظیمی تقریباً به اندازه نقشه Assassin’s Creed Origins را کاوش کند و به مکانهای خاصی برای شروع و تکمیل مأموریتها برود، نحوه انجام این کار کمی تغییر کرده است. برای شروع و ادامه بخش خوبی از مأموریتهای بازی، بازیکنان ابتدا باید دقیقاً بفهمند کجا باید بروند، زیرا بازی از ابتدا مکان دقیقی ارائه نمیدهد، بلکه فقط چند اشاره میکند و بازیکنان را به حال خود میگذارد تا خودشان مقصد را پیدا کنند.
سیستم پیشاهنگی نیز میتواند برای جستجوی یک منطقه در نقشه استفاده شود، اما پیشاهنگها در هر فصل استفاده محدودی دارند و فقط با خرج کردن پول میتوان آنها را دوباره پر کرد، بنابراین جستجو بهتنهایی معمولاً راه اصلی خواهد بود. و صادقانه بگویم، این سرگرمکنندهتر است، زیرا تجربه را غوطهورتر از قبل میکند و بازیکنان را ملزم میکند به نقشه نگاه کنند و کاوشی ارگانیکتر به سبک Zelda: Breath of the Wild و دنبالهاش یا Elden Ring انجام دهند، بازیهای جهانبازی که عمدتاً از استفاده بیشازحد نشانگرهای نقشه اجتناب کردهاند. به همین ترتیب، برخی از فعالیتهای جانبی بازی، مانند شکار اعضای گروههای خاص، نیز نیازمند تلاش بازیکن برای یافتن مکانهایشان است که این فعالیتهای جانبی را جذابتر از بسیاری دیگر در بازی میکند. کسانی که ترجیح میدهند Shadows را مانند نسخههای قبلی سری بازی کنند، میتوانند همه موارد بالا را نادیده بگیرند و حالت کاوش هدایتشده را روشن کنند.
متأسفانه، هیچ راهی برای خاموش کردن کامل نشانگرهای نقشه وجود ندارد، بنابراین شما همچنان از قبل مکان کلی نقاط هدف را خواهید دانست، از جمله شهرها، پایگاههای دشمن مانند قلعهها، معابد، چالشهای فردی برای نائوئه و یاسوکه، نقاط نقاشی و غیره. اکثریت قریب به اتفاق این مکانها کاملاً اختیاری برای کاوش هستند، اما Assassin’s Creed Shadows با اتصال پیشرفت شخصیت به سیستم دانش، انگیزهای برای انجام این کار فراهم میکند. برای یادگیری مهارتهای اضافی در دوازده درخت مهارت – شش تای آنها برای هر شخصیت – بازیکن نهتنها به نقاط تسلط (Mastery Points) که با بالا بردن سطح و تکمیل برخی فعالیتهای جانبی به دست میآیند نیاز دارد، بلکه به نقاط دانش (Knowledge Points) نیز احتیاج دارد که با رسیدن به آستانههای خاصی، بخش جدیدی از درختان مهارت را باز میکنند. تمرکز بر کاوش مکانهایی که در حین دنبال کردن اهداف اصلی داستان با آنها مواجه میشوید، مقدار مناسبی از نقاط دانش را فراهم میکند، بنابراین خوشبختانه نیازی نیست برای باز کردن مهارتهای اساسی هر دو شخصیت اصلی، هر گوشه نقشه را کاوش کنید.
وقتی صحبت از تنوع میشود، Assassin’s Creed Shadows در گیمپلی لحظهبهلحظه با طراحی محکم مأموریتهای اصلی که حول دو قهرمان میچرخد و پیشرفتهای فنی طراحی جهانباز، مقداری تنوع ارائه میدهد. پس از نقطه خاصی در داستان که با لحظه شناختهشدهای در تاریخ ژاپن فئودالی در معبد هوننوجی همزمان است، بازیکن میتواند به دلخواه بین نائوئه و یاسوکه جابهجا شود و قادر است مأموریتها را به دو روش کاملاً متفاوت انجام دهد. نائوئه بهعنوان یک شینوبی بسیار چابک است و با قابلیتهای پیشرفته پارکور، از جمله یک قلاب گیرهای مفید، بهراحتی میتواند مخفی بماند و اهداف را با ظرافت از بین ببرد. از سوی دیگر، یاسوکه کاملاً رویکرد مبارزهمحور دیدهشده در Assassin’s Creed Valhalla را در بر میگیرد، با تواناییهای پارکور متوسط اما مجموعهای غنی از گزینههای مبارزه که به او اجازه میدهد بهراحتی با چندین دشمن بهطور همزمان مقابله کند، چیزی که نائوئه گاهی به دلیل گزینههای سلاح و مهارتهایش با آن مشکل دارد. به این ترتیب، هر مأموریت طوری طراحی شده که با هر سبک بازی قابل تکمیل باشد و سطح بیسابقهای از انعطافپذیری را برای یک بازی Assassin’s Creed فراهم میکند.
تقویت دو سبک بازی متفاوت در Assassin’s Creed Shadows، بهبودهای قابلتوجهی در مکانیکهای مخفیکاری و مبارزه است. بهویژه مخفیکاری بیشترین سود را از جهان فوقالعاده پویایی که یوبیسافت برای این بازی خلق کرده، برده است؛ جایی که تغییرات ناگهانی آبوهوا نهتنها زیباییشناختی هستند، بلکه تأثیر قابلتوجهی بر گیمپلی دارند. برای شروع، دید دشمنان به شدت تحت تأثیر زمان روز و شرایط آبوهوایی خاص است، بنابراین نفوذ به یک پایگاه در شب با باران شدید میتواند برای نائوئه مفید باشد، که میتواند از Eagle Vision برای مشخص کردن مکان دشمنان و علامتگذاری آنها روی HUD با مکانیک مشاهده استفاده کند، بدون توجه به میزان دید.
نورپردازی هر منطقه نیز میتواند تأثیر شگرفی بر مخفیکاری داشته باشد، بنابراین خاموش کردن لامپها و فانوسها میتواند بسیار مفید باشد و از هشدار دادن دشمنان توسط سایه شخصیت شما جلوگیری کند. همه این عناصر محیطی تحت تأثیر فصل کنونی قرار میگیرند که میتواند مزایا یا معایبی مانند پوشش بیشتر توسط گیاهان، تغییرات مکرر شرایط آبوهوایی و غیره فراهم کند. هوش مصنوعی دشمن نیز کمی بهبود یافته است، زیرا آنها به صدا، از جمله صدای قدمها روی پانلهای نایتینگل، واکنش نشان میدهند و هنگام بررسی چیزی که توجهشان را جلب کرده، گروهی عمل میکنند. در دشواری Expert، دشمنان حتی هوشیارتر هستند و حتی پشتبامها نیز ناامن میشوند، که بازیکنان را ملزم میکند واقعاً در قلمرو دشمن با احتیاط حرکت کنند، زیرا هر لغزشی منجر به کشف شدن و احتمالاً مغلوب شدن میشود. بهترین چیز در مورد همه این ویژگیها این است که چگونه بهصورت پویا با یکدیگر تعامل دارند و بازیکنان را مجبور میکنند با هر موقعیت سازگار شوند، تجربه معمول Assassin’s Creed را به روشهای شگفتانگیز خوبی ارتقا میدهند و مکانیکهای مخفیکاری Shadows را به برخی از بهترینها در کل سری تبدیل میکنند.
بهبودهای مبارزه کمی کمتر از بهبودهای مخفیکاری چشمگیر هستند، اما همچنان کاملاً قابلتوجهاند و بر پایه موجود ساخته شدهاند تا چیزی کمی درگیرکنندهتر ارائه دهند. هر دو قهرمان میتوانند زنجیرههای کمبوی سبک و سنگین، حملات قدرتمند Posture و مهارتهای ویژهای که به آدرنالین نیاز دارند را اجرا کنند، حملات دشمن را بلاک، دفع کنند یا ضد بزنند، اما نحوه انجام همه اینها متفاوت است. نائوئه، اگرچه توانمند است، در مبارزه رو در رو با دشمنان خیلی عالی نیست، بنابراین سلاحهای انتخابی او – از جمله کاتانا، نانتو و کوساریگاما – آسیب مشابه کاتانای بلند قدرتمند یاسوکه، نیزه ناگیناتا و چماق جنگی کانابو را وارد نمیکنند.
با این حال، چابکی برتر او باعث میشود در دفع حملات دشمن بهتر عمل کند، در حالی که سبک مبارزه سنگینتر یاسوکه به او اجازه میدهد چند ضربه را تحمل کند، هرچند او همچنان قادر به کنار رفتن و عقبنشینی برای اجتناب از حملات است. با باز کردن مهارتها در 12 درخت مهارت و تکمیل مأموریتهای همراهان، میتوان تواناییهای مبارزه اضافی برای همه سلاحهای موجود را آموخت که شامل زنجیرههای کمبوی مختلف، فشارهای زمانبندیشده دکمهها برای افزایش قدرت و برخی قابلیتهای غیرفعال است، و همچنین میتوان متحدان را فراخواند تا در کنار نائوئه و یاسوکه بجنگند و حتی وقتی شناسایی نشدهاند به آنها کمک کنند. این موارد، همراه با انواع متعدد تجهیزات موجود که در بالاترین سطح کمیابیشان (Legendary) با برخی مزایای مفید همراه هستند، گزینههای مبارزه را گسترش میدهند و تجربه را کاملاً متنوع میکنند. برخی از مهارتها همچنین به هر دو شخصیت اجازه میدهند از محیط به نفع خود استفاده کنند و عمق بیشتری به تجربه اضافه میکنند.
همه اینها خیلی مهم نبود اگر در قلمرو فشار دادن بیهدف دکمهها مانند برخی از نسخههای قبلی سری بودیم، اما این در Assassin’s Creed Shadows صدق نمیکند. فشار دادن بیهدف دکمهها اینجا فقط به مبارزات طولانیتر و شانس بالاتر شکست منجر میشود، زیرا دشمنان نهتنها زیاد بلاک میکنند و بازیکنان را مجبور به استفاده از حملات کندتر Posture برای شکستن دفاعشان میکنند، بلکه حملات بیمحابا را نیز parry و ضدحمله میکنند. برای پیدا کردن یک فرصت، بازیکن باید به نحوه حمله آنها توجه کند، حملات معمولی سفید و آبیرنگشان را دفع یا بلاک کند و از حملات قرمزرنگ غیرقابلبلاک طفره بروند. با دفاع درست و زمانبندی مناسب، دشمنان آسیبپذیر (Vulnerable) میشوند و به بازیکن اجازه میدهند آسیب بیشتری وارد کند. با دشمنانی که اغلب بهصورت گروهی به بازیکن حمله میکنند و حتی انیمیشنهای حملاتشان را با گاردهای ناگهانی لغو میکنند، تجربه مبارزه در Assassin’s Creed Shadows میتواند بسیار شدید شود، چیزی که انتظارش را نداشتم. کار عالی انیمیشن در مبارزه و برخی فینیشرهای وحشیانه از یاسوکه نیز به رضایتبخش کردن مبارزه رو در رو با دشمنان به اندازه ترور آنها از سایهها کمک میکند.
بخش مهم دیگر گیمپلی Assassin’s Creed Shadows مکانیکهای مخفیگاه (Hideout) است. چند ساعت پس از شروع بازی، نائوئه فرصتی برای ساخت پناهگاهی برای متحدانش پیدا میکند تا به او، و بعداً یاسوکه، در جنگ علیه شینباکوفو کمک کنند. این پناهگاه شامل مجموعهای از امکانات است که خدمات مختلفی مانند آهنگری برای بهبود تجهیزات، دوجو برای آموزش متحدان، کاکورگا برای بهبود مدیریت خانه امن و غیره ارائه میدهند و برخی اثرات مفید مانند افزایش امتیاز تجربه و مشابه آن را معرفی میکنند. با بهبود مخفیگاه، سطح آن نیز بالا میرود و اثرات مفید دیگری را معرفی میکند که میتوانند کموبیش مفید باشند. کسانی که میخواهند ظاهر را با کارایی ترکیب کنند، میتوانند ساختمانها را به هر شکلی که میخواهند آزادانه بچینند، آنها را با انواع آیتمها تزئین کنند، آنها را با استفاده از راهروهای مسقف انگاوا به هم متصل کنند و غیره. با این حال، برای انجام همه اینها، بازیکنان باید از منابع زیادی علاوه بر پول استفاده کنند. این منابع عمدتاً با تکمیل محتوای جانبی، مانند قراردادهای منطقهای فصلی که اغلب شامل دزدیدن منابع یا کشتن همه دشمنان از کمپهای دشمن که بهصورت تصادفی روی نقشه ایجاد میشوند، به دست میآیند و محتوای جانبی که از قبل بیشازحد زیاد است را حتی بیشتر اشباع میکنند.
اگرچه اشباع معمول جهانباز نسبت به نسخههای گذشته کاهش یافته است، Assassin’s Creed Shadows همچنان فعالیتهای جانبی بیشازحدی دارد که بهوضوح برای افزایش زمان بازی و ترغیب بازیکنان به خرج کردن پول برای لوازم تزئینی و تجهیزات اضافی طراحی شدهاند که تأثیر کمی بر تجربه دارند. در ابتدای بازیام، سعی کردم کمی بیشتر کاوش کنم و ببینم زیر همه آن نشانگرهای علامت سؤال روی نقشه چه چیزی پنهان است، اما وقتی فقط کمپهای مشابه دشمن را پیدا کردم که پاداشهای کوچکی ارائه میدادند و در نهایت تأثیر مثبتی کمی بر تجربه داشتند، سریع نظرم عوض شد. زمانم با بازی وقتی شروع به انجام کارها بهصورت ارگانیکتر کردم، بسیار لذتبخشتر شد؛ هر وقت که از یک مأموریت اصلی داستان به دیگری میرفتم و احساس میکردم، کاوش میکردم، فقط وقتی واقعاً لازم بود با سیستم اضافی درگیر میشدم یا هر وقت روستایی نیازمند کمک یا یک رونین شینباکوفو آماده مبارزه میدیدم، سفرم را متوقف میکردم.
این همچنین باعث شد بیشتر قدردان پویایی و زنده بودن جهان باشم، زیرا جزئیات کوچک زیادی در اطراف پراکنده شدهاند که غوطهوری را افزایش میدهند، مانند گروههایی از زنان که برای مردگانشان سوگواری میکنند، مردمی که درباره زندگیشان صحبت میکنند و غیره. در نهایت، محتوای اضافی برای کسانی است که واقعاً میخواهند بازی را کاملاً تکمیل کنند، اما احساس میکنم اکثریت قریب به اتفاق بازیکنان اگر بخواهند همه چیزهایی که روی نقشه میبینند را دنبال کنند، خیلی سریع از بازی خسته میشوند، زیرا پاداشها واقعاً ارزش تلاش را ندارند. متأسفانه، زمانهایی وجود دارد که تکمیل محتوای جانبی اساساً برای بالا بردن سطح و توانایی انجام مأموریتهای داستانی لازم است، بنابراین اجتناب تقریباً کامل از محتوای جانبی عملاً غیرممکن است.
انتشار Assassin’s Creed Shadows همچنین با راهاندازی Animus Hub همراه است، پروژهای که پیشتر با نام Assassin’s Creed Infinity شناخته میشد و بهعنوان نقطه ورود غوطهور به کل سری عمل خواهد کرد و به بازیکنان اجازه میدهد بهسرعت به هر یک از بازیهای قبلی که خریداری کردهاند دسترسی پیدا کنند، به مأموریتهای قبلی منتشرشده برای به دست آوردن کلیدهایی که میتوانند با پاداشها مبادله شوند دسترسی داشته باشند و غیره. پاداشهای ارائهشده برای پروژههای فعلی به اندازه کافی خوب هستند، بنابراین این مأموریتهای اضافی قطعاً برای کسانی که کاملاً درگیر مکانیکها و سیستمهای متعدد بازی هستند، ارزش پیگیری دارند. کسانی که احساس میکنند بازی حتی بدون پروژههای Animus Hub به اندازه کافی متورم است، آنها را نادیده میگیرند تا تجربهای باریکتر و متمرکزتر بر محتوای مرتبط با داستان داشته باشند.
پیش از عرضه بازی چند ماه پیش، یوبیسافت اعلام کرد که Assassin’s Creed Shadows پیشرفتهترین نسخه بصری سری تا به امروز خواهد بود، و پس از دیدن بخش خوبی از آنچه نقشه ارائه میدهد، میتوانم بگویم که نهتنها پیشرفتهترین نسخه از نظر بصری است، بلکه یکی از پیشرفتهترین بازیهای جهانباز تا به امروز نیز هست. این بازی علاوه بر اینکه بسیار صیقلخورده و با حداقل اشکالات بصری است، بازسازی ژاپن فئودالی در آن به لطف استفاده عالی از رهگیری پرتو جهانی (ray-traced global illumination) کاملاً خیرهکننده به نظر میرسد. با گزینه Diffuse Everywhere و کیفیت بالای رهگیری پرتو، اتمسفر بازی در تمام اوقات روز و شرایط آبوهوایی بینظیر است و گشتوگذار در جهان بازی که با پوشش گیاهی متراکم احاطه شده، بالا رفتن از نقاط دید و تماشای برخی از شگفتانگیزترین مناظر دیدهشده در بازیهای جهانباز تا به امروز را به لذتی وصف ناشدنی تبدیل میکند. رهگیری پرتو جهانی، نورپردازی و تراکم جهان بازی تنها برخی از ویژگیهای بصری برجسته این بازی هستند، زیرا جلوههای ذرات نیز به همان اندازه عالی و تأثیرگذارند.
چه برگهایی که در باد میوزند، چه باران شدید یا دانههای برف، این جلوهها کار فوقالعادهای در برجسته کردن توجه به جزئیاتی که در بازی ریخته شده انجام میدهند، که گاهی با آنچه در Red Dead Redemption 2 دیده شده رقابت میکند. فناوری استفادهشده برای رندر مو نیز یکی از نقاط برجسته است و چیزی است که تعداد کمی از بازیها به اندازه یوبیسافت در Assassin’s Creed Shadows بهخوبی انجام دادهاند. متأسفانه، برخی انیمیشنهای خشک کم و بیش وجود دارند که واقعاً در چنین جهان زیبایی رندرشدهای ناسازگار به نظر میرسند، همانطور که برخی انیمیشنهای صورت متوسط نیز چنین هستند، اما خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاق آنها خوب هستند. برخی بیش از خوب هستند، مانند انیمیشنهای مبارزه که فوقالعاده روان احساس میشوند و نهتنها چابکی و قدرت فوقالعاده دو شخصیت اصلی را بهخوبی ارائه میدهند، بلکه کمبود آنها را نیز نشان میدهند. انیمیشنهای سنگین پارکور یاسوکه و انیمیشنهای ناشیانه پرش او نمونههای عالی این موضوع هستند.
با این حال، تجربه Assassin’s Creed Shadows در بهترین حالت خود هزینهای دارد و تنها قدرتمندترین سیستم ها قادرند بازی را با تنظیمات حداکثری، رهگیری پرتو کامل و رزولوشن 4K بومی با 60 فریم بر ثانیه اجرا کنند. خوشبختانه، بازی در سیستم های مختلف بهخوبی مقیاسپذیر است و مجموعهای عالی از تنظیمات بصری برای تنظیم با پیشنمایش مفیدی که نشان میدهد هر تنظیم چگونه بر جلوهها تأثیر میگذارد، ارائه میدهد. در رزولوشن 4K، با NVIDIA DLSS Quality و Frame Generation و تنظیماتی که در تصاویر زیر نشان داده شده، بازی روی سیستم من (i7-14700F، RTX 4090، 32 گیگابایت رم) فوقالعاده خوب اجرا شد، بدون لگ قابلمشاهده، و اغلب به 120 فریم بر ثانیه رسید، بهجز در کاتسینها که متأسفانه برای حفظ حس سینمایی در 30 فریم بر ثانیه قفل شدهاند. معیار درونبازی نیز با فریمریت باز نتایج عالی را نشان داد و میانگین 117 فریم بر ثانیه، 99 فریم بر ثانیه در 1% پایین و 93 فریم بر ثانیه در 0.1% پایین را به دست آورد. با دیدن سطح بالای صیقل فنی تقریباً بدون باگ در اینجا، شکی نیست که به تعویق انداختن چندینباره بازی قطعاً تصمیم درستی بوده است، تصمیمی که ناشران بیشتری باید برای ارائه پورتهای PC بی نقص در نظر بگیرند.
در حالی که جلوههای بصری Assassin’s Creed Shadows تمام تلاش خود را میکنند تا بازیکنان را در این بازسازی شگفتانگیز از ژاپن فئودالی غوطهور کنند، همین را نمیتوان بهطور کامل درباره ویژگیهای صوتی بازی گفت. موسیقی متن بازی عمدتاً خوب است و بین قطعات با حالوهوای راک و صداهای سنتی بسته به موقعیت جابهجا میشود، اما صداپیشگی انگلیسی قطعاً اینطور نیست. لهجهها همهجا پراکندهاند و گنجاندن کلمات ژاپنی در فیلمنامه انگلیسی گاهی واقعاً اجباری به نظر میرسد و غوطهوری را خراب میکند. خوشبختانه، بازی حالت Immersive را ارائه میدهد که در آن شخصیتها به زبانهای مادری خود، عمدتاً ژاپنی و پرتغالی، صحبت میکنند و صداپیشگی در آن از کیفیت واقعاً بالایی برخوردار است. بدیهی است که حالت Immersive بهترین گزینه برای تجربه بهینه است.
با در نظر گرفتن همه چیز، Assassin’s Creed Shadows بدون شک یک بازی نقشآفرینی جهانباز عالی و یکی از بهترین نسخههای این سری پس از مدتها است. این بازی گیمپلی مخفیکاری را که سری را به آنچه هست تبدیل کرد بازمیگرداند و آن را بهخوبی با تجربه مبارزهمحور دیدهشده در Valhalla ترکیب میکند. در حالی که اشباع محتوا همچنان به همان اندازه آزاردهنده است، روایت محکم، گیمپلی جذاب و یکی از زیباترین بازسازیهای ژاپن فئودالی که تاکنون منتشر شده، آن را به تجربهای ارزشمند برای اکثریت قریب به اتفاق بازیکنان تبدیل میکند.
Assassin’s Creed Shadows یکی از بهترین نسخههای این سری است که با موفقیت گیمپلی متمرکز بر مخفیکاری را بازمیگرداند، در حالی که مکانیکهای نقش آفرینی و مکانیکهای مبارزه بهبودیافته دیدهشده در نسخههای قبلی را حفظ میکند و آنها را بهخوبی با تنظیم دو قهرمان و داستانی با ریتم مناسب که بیش از حد طولانی نمیشود، یکپارچه میکند. اگرچه بازی همچنان محتوا و سیستمهای گیمپلی بیشتری از آنچه لازم است دارد، بازسازی ژاپن فئودالی آن از بهترینهایی است که تاکنون در یک بازی ویدیویی دیده شده و برای اکثریت قریب به اتفاق بازیکنان ارزش تجربه کردن را دارد.
مزایا
- روایت و شخصیتهای خوب
- ریتم خوب که داستان را در حدود 40 ساعت نگه میدارد
- مخفیکاری و مبارزه عالی، بهویژه در دشواری Expert
- کاهش راهنمایی بیشازحد برای مأموریتهای اصلی و جانبی
- جلوههای بصری شگفتانگیز
- سیستمهای گیمپلی متنوع برای درگیر شدن بیشتر با جهان بازی…
معایب
- ماموریت فرعی که اغلب هدفی جز افزایش مصنوعی زمان بازی ندارند
- حتی با همه بهبودها، همچنان فرمول نقش آفرینی Assassin’s Creed است که از Origins کپی شده
- انتخاب قهرمانان و نادرستیهای تاریخی میتوانند دلسردکننده باشند
- صداپیشگی انگلیسی متوسط
- قفل 30 فریم بر ثانیه برای کاتسینها
با ساویسگیم بمانید:
- بهترین بازیها برای تجربه در تعطیلات نوروز 1404
- بهترین انیمهها برای تماشا در تعطیلات نوروز 1404
- بهترین فیلمها و سریالها برای تماشا در تعطیلات نوروز 1404
- بهترین بازیهای موبایل برای تجربه در تعطیلات نوروز 1404
- PUBG در مسیر آینده | ارتقا به Unreal Engine 5، محتوای کاربری و تخریبپذیری زمین
Final Verdict
All things considered, Assassin’s Creed Shadows is undoubtedly a great open-world RPG and one of the best entries in the series in a long time. It brings back the stealth gameplay that made the series what it is.
SavisGame Score: 8.5 out of 10
بررسی بازی Assassin's Creed Shadows
گیم پلی
داستان
گرافیک
خیلی خوب
Assassin's Creed Shadows یکی از بهترین نسخههای این سری است که با موفقیت گیمپلی متمرکز بر مخفیکاری را بازمیگرداند.