اودیسه: ۵ بازی ویدیویی که پس از دیدن فیلم کریستوفر نولان باید تجربه کنید
در ادامه ۵ بازی ویدیویی عالی برای کسانی که میخواهند پس از تماشای فیلم آدیسه (The Odyssey) نولان ماجراجویی را ادامه دهند، یا صرفاً سفری شبیه به سفر اولیس را تجربه کنند.
با اکران فیلم آدیسه، اقتباس کریستوفر نولان از حماسهی اودیسه، شاهکار هومر بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. اگر سفر اولیس شما را مجذوب کرده، پنج بازی ویدیویی را انتخاب کردهام که، از میان اسطورهشناسی، اکتشاف و ماجراجوییهای بزرگ، به شما اجازه میدهند درونمایههای این منظومهی حماسی را عمیقتر کاوش کنید و احساساتی مشابه را دوباره تجربه کنید.
پیش از پرداختن به گزینههای کمترشناختهشده، ارزش دارد به چند کلاسیک بزرگ اشاره کنیم. Assassin’s Creed Odyssey بازیای است که بیشترین شباهت را به وقایع اودیسه دارد، در حالی که Hades I و II و سهگانهی اصلی God of War ریشه در اسطورهشناسی یونان باستان دارند. God of War (نسخهی ۲۰۱۸) نیز با وجود تغییر فضا و مکان، سفری را روایت میکند که یادآور بسیاری از درونمایههای اثر هومر است.
با این مقدمه، اینک به پنج بازی ویدیویی میرسیم که هرکدام به شیوهی خود موفق میشوند روح اودیسه را به تصویر بکشند: برخی از طریق اسطورهشناسی یونانی و برخی دیگر با سفرهایی که یادآور سفر اولیس هستند و در درونمایهها، فضاسازی و حس مداوم کشف با آن سهیماند. با ساویسگیم همراه شوید.
۱. ایمورتالز فنیکس رایزینگ (Immortals Fenyx Rising)

عرضهی The Legend of Zelda: Breath of the Wild بسیاری از استودیوهای بازیسازی را برانگیخت تا فرمول آن را بازتفسیر کنند. یکی از این استودیوها یوبیسافت کبک است که، هرچند به اوج شاهکار نینتندو نرسیده، اما بازی جهانبازِ Immortals Fenyx Rising را در سال ۲۰۲۰ برای پلیاستیشن ۴، پلیاستیشن ۵، ایکسباکس وان، ایکسباکس سری X/S، رایانهی شخصی و نینتندو سوییچ عرضه کرد.
در نقش فنیکس، قهرمان جوانی که مأموریت نجات خدایان المپ از تهدید تایفون هراسانگیز را بر عهده دارد، بازیکن جهانی باز و گسترده الهامگرفته از اسطورههای یونان باستان را کاوش میکند، با موجودات افسانهای روبهرو میشود، معماها را حل میکند (که به نظر من نقطهی قوت واقعی بازی است) و قدرتهای الهی جدیدی به دست میآورد.

کل بازی با لحنی شوخطبعانه و طنزآمیز روایت میشود، جایی که پرومتئوس و زئوس نقش راویهای اصلی ماجراجویی را ایفا میکنند. این دو مدام دربارهی کارنامهی فنیکس اظهارنظر میکنند، اما همیشه کارشان به کلکل با یکدیگر میکشد و لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند که روایت را سبکتر میکنند بدون آنکه از جذابیت اسطورهشناسی یونانی کم کنند.
در نهایت، اگر آنچه در آدیسه شما را مجذوب کرده تصویرسازی از خدایان، موجودات افسانهای و اسطورههای باستانی بوده، بهسختی میتوانید بازیای مناسبتر از Immortals Fenyx Rising پیدا کنید. سفری که، هرچند داستانی مستقل را روایت میکند، ادای دینی است به جذابیت بیزمان اسطورههای یونانی.
۲. تایتان کوئست (Titan Quest)

یک اکشن آرپیجی با دوربین ایزومتریک که در سالهای دور ۲۰۰۶ منتشر شد (و دوازده سال بعد در نسخهای بازسازیشده برای پلیاستیشن ۴، ایکسباکس وان، رایانهی شخصی، نینتندو سوییچ، آیاواس و اندروید بازنشر شد)، تایتان کوئست بازیکن را در نقش قهرمانی بینام در یونان باستان قرار میدهد و سفری را آغاز میکند که او را با موجوداتی نمادین چون سنتورها، ساتیرها، مینوتورها و گورگونها روبهرو میکند.
داستان حول محور تلکینها میچرخد، سه جادوگر قدرتمند که قصد دارند تایفون (باز هم او!) را به قدرت بازگردانند. برای متوقف کردن نقشههای آنها، قهرمان داستان باید از میان برخی از بزرگترین تمدنهای جهان باستان عبور کند، در ماجراجوییای که تعادل میان انسانها و خدایان را به خطر میاندازد.
با سبک بازیای که ناخودآگاه یادآور Diablo است، اما با ریتمی کندتر، حسابشدهتر و تاکتیکیتر، تایتان کوئست، هرچند بهطور مستقیم به اودیسه پیوند نمیخورد، اما در تصویرسازی، پیوند عمیق با اسطورهشناسی یونانی و ساختار یک ماجراجویی حماسی که مملو از رویاروییها، خطرات و چالشهای فزاینده است، با آن اشتراک دارد.
۳. جرنی (Journey)

بیشک غیرمعمولترین عنوان این فهرست و شاید آن که کمترین پیوند مستقیم را با منظومهی حماسی هومر دارد. اما نقطهی اشتراک در خود عنوان بازی نهفته است: سفر. برای کسانی که با آن آشنا نیستند، جرنی بازی ماجراجوییای است که بازیکن را در نقش شخصیتی مرموز و کلاهدار قرار میدهد که به سوی کوهی روشن در افق روانه است.
بدون هیچ دیالوگی و روایت سنتی، جرنی همهچیز را بر عهدهی احساسات، اکتشاف و کشف میگذارد. با عبور از بیابانها، ویرانهها و کوههای پوشیده از برف، بازیکن ماجراجوییای را تجربه میکند که با موانع، رویاروییها و لحظات تأمل همراه است و یکی از تحسینشدهترین موسیقیهای متن تاریخ بازیهای ویدیویی نیز آن را همراهی میکند.
آنچه این تجربه را حتی منحصربهفردتر میکند، حالت چندنفرهی نامتقارن آن است که اجازه میدهد بازیکن بهطور تصادفی با یک مسافر دیگر برخورد کند و در طول مسیر با او همکاری کند، بدون آنکه بتوانند جز از طریق صداهای ساده با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این عنوان که در اصل برای پلیاستیشن ۳ عرضه شد، اکنون برای پلیاستیشن ۴، رایانهی شخصی و آیاواس نیز در دسترس است.
جرنی روح اودیسه را بدون اشارهی مستقیم به آن فرامیخواند، از طریق درونمایهی سفر بهعنوان مسیر رشد شخصی. درست مثل اولیس، قهرمان این بازی نیز مسیری پر از دشواری را پشت سر میگذارد، مسیری که هر مرحله از آن او را تا رسیدن به مقصد نهایی دگرگون میکند.
۴. توتال وار ساگا: تروی (A Total War Saga: TROY)

برخلاف دیگر عناوین این فهرست، A Total War Saga: Troy عمدتاً از ایلیاد الهام گرفته است؛ منظومهای که سالهای پایانی جنگ تروا را روایت میکند و پیش از رویدادهای اودیسه اتفاق میافتد. این بازی استراتژیک از استودیوی Creative Assembly که در سال ۲۰۲۰ برای رایانهی شخصی منتشر شد، در بستر جنگ افسانهای تروا رخ میدهد.
وفادار به فرمول مجموعهی Total War، این بازی میان نقشهی استراتژیک نوبتی، که به مدیریت پادشاهی و دیپلماسی اختصاص دارد، و نبردهای بزرگ بلادرنگ در نوسان است. در میان جناحهای قابلبازی، جناح اودیسئوس بهویژه برجسته است، که سبک بازیاش بر کمین، زیرکی و تاکتیکهای نامتعارف تمرکز دارد، کاملاً هماهنگ با شخصیتی که هومر روایت کرده است.
هرچند تمرکز این بازی بر جنگ تروا است و نه بر سفر بازگشت به ایتاکا، A Total War Saga: Troy احتمالاً یکی از بهترین بازیهای ویدیویی برای درک عمیقتر آدیسه و جهان روایتشده توسط هومر است، چراکه به شما اجازه میدهد رویدادهای پیش از اودیسه را از نزدیک تجربه کنید و با شخصیتهای اصلی آن آشنا شوید.
۵. آپوتئون (Apotheon)

فهرست را با عنوانی با سبک هنری واقعاً منحصربهفرد به پایان میرسانیم. صحنهی آغازین انیمیشن هرکول را به یاد دارید، با موزهای آوازخوانی که به سبک گلدانهای یونان باستان انیمیشن شدهاند؟ خب، آپوتئون دقیقاً همینطور است. این بازی که در سال ۲۰۱۵ برای پلیاستیشن ۴ و رایانهی شخصی منتشر شد، یک اکشن-پلتفرمر دوبعدی با عناصر متروویدنیا است که قادر است اسطورهشناسی یونانی را به اثری هنری و تعاملی تبدیل کند.
در نقش جنگجویی به نام نیکاندریوس، بازیکن سفری به کوه المپ آغاز میکند تا با خدایان روبهرو شود و بشریتی را که خدایان رهایش کردهاند نجات دهد. در طول این مسیر، برخی از شناختهشدهترین چهرههای پانتئون یونانی، از زئوس تا پوسایدون و همچنین آپولو، آرتمیس و آرس، ظاهر میشوند.
سیستم مبارزه، که حسابشدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد، حول مدیریت سلاحها (که دوام محدودی دارند)، سپرها و منابع میچرخد و بازیکن را وادار میکند بهطور مکرر تجهیزات خود را متناسب با دشمنانی که با آنها روبهرو میشود، تغییر دهد. همهی اینها در حالی است که بازیکن قلمروهای خدایان اصلی المپ را کاوش میکند، هرکدام با ویژگیها و چالشهای منحصربهفرد خود.
نتیجه ماجراجوییای است که نهتنها بهخاطر سبک بازی موفقش، بلکه بیش از هر چیز بهخاطر هویت بصریاش متمایز میشود و اسطورههای یونان باستان را به چیزی فوراً قابلشناسایی و بهطرز شگفتانگیزی اصیل تبدیل میکند.
بدیهی است که بازیهای ویدیویی دیگری نیز وجود دارند که، به شیوههای مختلف، درونمایههای اودیسه را کاوش میکنند یا سفرهایی مشابه سفر اولیس را روایت میکنند. اما این پنج بازی، برخی از جذابترین و کمترشناختهشدهترین گزینهها را نمایندگی میکنند، مناسب برای ادامهی کاوش در جذابیت شاهکار هومر و فیلم آدیسه، اینبار با یک دسته بازی در دست.
با کمی تأمل، شاید بزرگترین میراث اودیسه همین باشد: نشان دادن اینکه یک سفر بزرگ میتواند به شیوههای بیشماری روایت شود. آدیسه این کار را از طریق سینما و به دست کارگردانی توانمند چون کریستوفر نولان انجام میدهد، در حالی که این بازیهای ویدیویی نیز به شیوهی خودشان، منظومهی حماسی هومر را بازتفسیر میکنند.








