شخصیتهای انیمهای که به خاطر عیبهایشان دوستشان داریم، نه قدرتهایشان
جهان انیمه پر است از قهرمانهای شکستناپذیر با قدرتهای خداگونه و ارادههای فولادین. اما بیایید صادق باشیم: هیچکس در دنیای واقعی صبح با موهای ژولیده از خواب بیدار نمیشود که جهان را نجات دهد. به همین دلیل است که شخصیتهای عمیقاً معیوب، ترسو، و پر از تناقض، بسیار بیشتر از ابرقهرمانهای بینقص در قلب ما جا باز میکنند. آنها آینههای کج و معوج ما هستند، و در انعکاس ترکهایشان، خودمان را میبینیم. با ساویسگیم همراه شوید.
شینجی ایکاری از Neon Genesis Evangelion شاید معروفترین ضدقهرمان تاریخ انیمه باشد. او سوار رباتی غولپیکر میشود که سرنوشت بشریت به آن وابسته است، اما شینجی شجاع نیست. او میترسد، گریه میکند، از مسئولیت فرار میکند، و بارها حاضر است همه چیز را رها کند. شینجی یک قهرمان نیست؛ یک نوجوان افسرده با ترس از صمیمیت و عطش سیرنشدنی برای تأیید دیگران است. و دقیقاً به همین دلیل است که میلیونها نفر با او ارتباط گرفتند. هیدئاکی آنو، خالق سریال، خودش با افسردگی دستوپنجه نرم میکرد و شینجی را از درد واقعی خودش ساخت.
در نقطه مقابل، هیکیگایا هاچیمان از My Teen Romantic Comedy SNAFU قرار دارد. او نه افسرده، که بدبین است؛ یک تنهاگرای تلخزبان که «جوانی» و «دوستی» را دروغ میداند. اما زیر این لایه محافظ، کسی است که عمیقاً اهمیت میدهد، فقط بلد نیست چطور نشانش دهد. هاچیمان به ما میگوید که بعضی آدمها با دیوار کشیدن دور خودشان قوی نمیشوند؛ آنها فقط بلد نیستند آجرها را بردارند.
و بعد، یامادا کون از Yamada-kun and the Seven Witches است؛ یک پسر تنبل و بیانگیزه که اگر میتوانست، تمام عمرش را روی پشتبام مدرسه چرت میزد. او هیچ جاهطلبیای ندارد، و این دقیقاً نقطه شروع تحولش است.
عیبهای این شخصیتها، نقص نیستند؛ پنجرهاند. پنجرهای به اضطرابها، ترسها و تناقضهایی که همه ما تجربه میکنیم اما جرات ابرازشان را نداریم. آنها قهرماناند، نه به خاطر قدرتی که دارند، که به خاطر ضعفی که میپذیرند.
کدام شخصیت انیمهای را به خاطر ضعفها و ترسهایش بیشتر از قهرمانهای شکستناپذیر دوست دارید؟ در کامنت منتظر آن ضدقهرمانهای محبوب هستم.

