سینما

تفاوت‌های سینمای کلاسیک و مدرن در روایت و کارگردانی

سینما در طول یک قرن گذشته، زبان بصری و روایی خود را به شکلی بنیادین دگرگون کرده است. مقایسه شیوه‌های کلاسیک (مشخصاً هالیوود دهه ۳۰ تا ۶۰ میلادی) با سینمای مدرن، گویای تحولی عمیق در نحوه تعامل با مخاطب است. این تفاوت‌ها نه به معنای برتری یکی بر دیگری، بلکه بازتابی از تغییر ذائقه بصری و فرهنگی تماشاگران است. با ساویس گیم همراه شوید.

نماهای باز و بسته؛ از تئاتر فیلم‌برداری‌شده تا غوطه‌وری حسی

اینتراستلار میان ستاره ای
اینتراستلار میان ستاره ای

سینمای کلاسیک بر شفافیت روایی استوار بود. در آثار هیچکاک، به‌ویژه فیلم‌هایی چون «پنجره عقبی» (۱۹۵۴)، نماهای باز (Wide Shot) برای تثبیت فضای جغرافیایی صحنه به کار می‌رفتند و نماهای بسته (Close-Up) تنها در لحظات اوج احساسی ظاهر می‌شدند. قاعده «محور ۱۸۰ درجه» مقدس بود تا بیننده هرگز دچار سردرگمی فضایی نشود. دوربین مانند ناظری نامرئی عمل می‌کرد که صحنه را بی‌طرفانه ثبت می‌کند.

سینمای مدرن اما این قواعد را عامدانه می‌شکند. کریستوفر نولان در «میان‌ستاره‌ای» (۲۰۱۴) از نماهای بسته شدید برای انتقال حس خفگی فضاپیما بهره می‌برد و لحظاتی بعد با نمایی باز از کهکشان، تنهایی کیهانی را فریاد می‌زند. در سینمای مدرن، دوربین شخصیت دارد و احساسات را نه فقط از طریق بازیگر، که از طریق قاب‌بندی، فاصله کانونی و حرکت القا می‌کند.

رتبه بندی تمام فیلم‌های کریستوفر نولان، از بدترین تا بهترین

ریتم تدوین؛ از آرامش حماسی به ضربان پرشتاب

فیلم تلقین از نولان
فیلم تلقین از نولان

در دوران کلاسیک، میانگین طول یک نما (Average Shot Length) بین ۱۰ تا ۱۵ ثانیه بود. تدوین در خدمت روایت گام‌به‌گام داستان قرار داشت. فیلم‌هایی چون «همشهری کین» (۱۹۴۱) اورسن ولز، با وجود نوآوری‌های بصری، همچنان به بیننده فرصت تأمل و درک فضای صحنه را می‌دادند.

اما سینمای مدرن، متأثر از نماهنگ‌ها و تبلیغات، ریتمی تندتر برگزیده است. میانگین طول نما در آثار نولان اغلب زیر ۵ ثانیه است و تدوین موازی پیچیده در «تلقین» (۲۰۱۰)، سه لایه زمانی را هم‌زمان پیش می‌برد. این شتاب صرفاً تکنیکی نیست؛ بازتابی از جهان پرشتاب امروز و شیوه پردازش اطلاعات در ذهن مخاطب معاصر است.

صدا و نورپردازی؛ از قراردادهای استودیویی تا واقع‌گرایی غوطه‌ورکننده

فیلم دانکرک
فیلم دانکرک

نورپردازی در سینمای کلاسیک تابع نظام استودیویی بود. نور سه‌نقطه‌ای استاندارد، چهره ستارگان را همواره بی‌نقص نشان می‌داد و سایه‌های عمیق فیلم‌های نوآر، نمادی بصری از ابهام اخلاقی بودند. صدا نیز در خدمت دیالوگ و موسیقی ارکسترال بود و به ندرت سکوت معنادار می‌شنیدیم.

سینمای مدرن انقلابی در این حوزه پدید آورد. طراحی صدای فراگیر (Surround Sound) در «دانکرک» (۲۰۱۷) نولان، تجربه جنگ را نه از طریق تصویر، که با فشار صوت موتورهای جنگنده و ضربان ساعت به بدن بیننده منتقل می‌کند. نورپردازی نیز از رنگ‌های طبیعی و منابع نوری واقعی بهره می‌برد و گاه عامدانه ناقص است تا حس مستندگونه به تصویر ببخشد.

در نهایت، سینمای کلاسیک می‌خواست داستانی را به کامل‌ترین شکل تعریف کند، در حالی که سینمای مدرن می‌کوشد تجربه‌ای حسی را در مخاطب بازآفرینی کند. گذر از هیچکاک به نولان، داستان گذر از روایت‌گری محض به غوطه‌وری تام است.

شما طرفدار کدام سینما هستید؟

رضا خلف چعباوی

به نام خدا - سلام، سابقه‌ی نوشتن بیش از 3000 مطلب گیمینگ و نویسندگی در بزرگ‌ترین سایت‌های ایران. بازی‌های مورد علاقه: Metal Gear Solid 3، سری Devil May Cry، فرنچایز Yakuza: Like a Dragon و Gravity Rush. ایمیل کاری: khc.reza@gmail.com

‫2 دیدگاه ها

  1. تبلیغات سایت اینقدر زیاد شدن که دارم بین تبلیغا یکم مقاله میخونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا