انیمههای علمی-تخیلی کالت و کمتر دیدهشده که ارزش تماشا دارند
جهان علمی-تخیلی در انیمه فراتر از نامهای آشنایی مثل «آکیرا» یا «شبح درون پوسته» است. در سایهٔ این غولها، آثاری آوانگارد، فلسفی و عمیقاً شخصی وجود دارند که شاید هرگز به جریان اصلی راه نیافته باشند، اما تجربهای یکتا و فراموشنشدنی ارائه میدهند. این انیمههای کالت، برخلاف عناوین پرسروصدای هر فصل، گذر زمان را بیمعنا میکنند و هر بار تماشایشان لایهای تازه رو میکند. در این نوشته از ساویس گیم، سفری به چند گوهر پنهان در اعماق کهکشان انیمه میکنیم.
تخم فرشته (Angel’s Egg) – ۱۹۸۵
همکاری میان مامورو اوشی (کارگردان «شبح درون پوسته») و یوشیتاکا آمانو (تصویرگر افسانهای Final Fantasy) نتیجهای چنین رازآلود و نمادین آفریده که واژهٔ «فیلم» برایش کوچک است. «تخم فرشته» در جهانی پساآخرالزمانی و غرق در تاریکی ابدی میگذرد؛ دختری کوچک از تخمی بزرگ محافظت میکند و پسری مرموز با سلاحی صلیبشکل او را دنبال میکند. دیالوگ در این اثر به حداقل رسیده و داستان نه از طریق کلمات، که از طریق تصاویری نقاشیگونه، نمادهای مذهبی و ریتمی مراقبهوار پیش میرود. این انیمه دربارهٔ ایمان، از دست دادن معصومیت و طبیعت الوهیت است، هرچند پاسخ قطعی به هیچ پرسشی نمیدهد. اگر شیفتهٔ آثاری هستید که به جای روایت خطی، حال و هوا و پرسش خلق میکنند، «تخم فرشته» را در سکوتی شبانه تجربه کنید.
خاطرات (Memories) – ۱۹۹۵

یک سهگانهٔ آنتولوژی علمی-تخیلی که نام کاتسوهیرو اوتومو (خالق «آکیرا») را به عنوان تهیهکننده و نویسنده بر خود دارد، اما هر بخش را کارگردانی متفاوت ساخته است. «خاطرات مغناطیسی» (Magnetic Rose) نخستین و درخشانترین بخش، داستان گروهی زبالهگرد فضایی است که سیگنال اضطراری از یک ایستگاه متروکه دریافت میکنند و در آن با خاطرات یک خوانندهٔ اپرا مواجه میشوند که با هولوگرامهای واقعیتمجازی، گذشته را زنده نگه داشته. فضاسازی گوتیک در دل فضا و پرسش از مرز خاطره و واقعیت، این اپیزود را به یکی از بهترین داستانهای کوتاه علمی-تخیلی تاریخ مدیوم بدل کرده. دو داستان دیگر: «بمب بدبو» (Stink Bomb) کمدی سیاهی دربارهٔ یک اشتباه بیولوژیکی فاجعهبار است و «گوشت توپی» (Cannon Fodder) با سبک بصری استیمپانک، جامعهای نظامیزده را از نگاه یک پسرک روایت میکند.
فضاگرد ترسناک (Lily C.A.T.) – ۱۹۸۷
اگر عاشق «بیگانه» (Alien) ریدلی اسکات و «موجود» (The Thing) جان کارپنتر هستید، Lily C.A.T ادای دین مستقیم و فراموششدهٔ انیمه به وحشت علمی-تخیلی است. خدمهٔ یک سفینهٔ فضایی در سفری چندنسله، با موجودی تغییرشکلدهنده روبرو میشوند که میتواند DNA قربانیان را جذب و تقلید کند. فضای پارانویایی، انزوای کیهانی و طراحی مکانیکی قدیمی، حس نوستالژیک قدرتمندی میسازد. یک باکتری هوشمند، شمارش معکوس برای نابودی، و شخصیتهایی که نمیدانید کدام یک دیگر انسان نیستند. این انیمهٔ ۸۰ دقیقهای، جمعوجور و نفسگیر است و ثابت میکند وحشت در فضا، نیاز به بودجههای عظیم ندارد؛ یک کابین تاریک که چیزی در آن نفس میکشد کافی است.
کارناوال رباتها (Robot Carnival) – ۱۹۸۷
پیش از آنکه «انیماتریکس» یا «عشق، مرگ و رباتها» پدیده شوند، ژاپن نخستین آنتولوژی بزرگ علمی-تخیلی دربارهٔ رابطهٔ انسان و ماشین را ساخت. «کارناوال رباتها» ۹ داستان کوتاه به کارگردانی ستارگان دههٔ ۸۰ (از جمله کاتسوهیرو اوتومو) است که هر کدام سبک بصری و لحن متفاوتی دارند. از داستان تأثیرگذار ربات تعمیرکاری در دهکدهای پساآخرالزمانی که مردمش رباتها را نابود میکنند گرفته تا کمدی موزیکال یک دانشمند دیوانه و ربات غولپیکرش. این مجموعه با موسیقی متن گوشنواز جو هیسایشی (آهنگساز استودیو جیبلی) همراه است. هیچ دیالوگی در بسیاری از اپیزودها وجود ندارد و قدرت تصویر و موسیقی، بیانی فراتر از زبان میسازد.
لبهٔ فضا: کایبا (Kaiba) – ۲۰۰۸
ماساکی یوآسا، کارگردانی که مرزهای انیمه را مدام جابهجا میکند، با «کایبا» یکی از متفاوتترین مجموعههای علمی-تخیلی تاریخ را ساخت. در جهانی که انسانها میتوانند خاطرات و شخصیت خود را روی تراشه ذخیره کنند و میان بدنهای مختلف جابهجا شوند، قهرمان داستان با سری خالی از حافظه بیدار میشود و سفری سوررئال برای بازیابی هویت خود آغاز میکند. سبک بصری «کایدو» یادآور کارتونهای دههٔ ۶۰ با رنگهای پاستلی است، اما در تضادی کامل، مفاهیم عمیقی مثل نابرابری طبقاتی، هویت، عشق و مرگ را در قالبی شاعرانه و گاه تلخ بررسی میکند. این سریال ۱۲ قسمتی به اندازهٔ بهترین رمانهای فیلیپ کی. دیک، ذهن شما را با این پرسش درگیر میکند: «اگر حافظه همان خودِ من است، وقتی در بدن دیگری باشم، چه کسی هستم؟»
چرا انیمههای کالت علمی-تخیلی همیشه ارزش تماشا دارند؟
وجه اشتراک این آثار، شجاعت در عبور از فرمولهای امن و تجاری است. آنها ریسک میکنند: سکوت طولانی به جای اکشن، نمادگرایی به جای توضیح، و پرسشهای بیپاسخ به جای پایان خوش. این دست انیمهها علم را نه فقط به عنوان پسزمینهٔ نبردهای فضایی، که به عنوان ابزاری برای کندوکاو فلسفی در وضعیت انسان به کار میگیرند. برخلاف انیمههای فصلی که ممکن است با تغییر مد روز فراموش شوند، این گنجینههای پنهان، هر بار که تماشا میشوند تازهاند چون با ذات بیزمان پرسشهای بشری درآمیختهاند. اگر روزی خواستید از مدار امن عناوین تکراری خارج شوید، یکی از این آثار را برگزینید و بگذارید ذهنتان در کهکشانی نو پرواز کند.
انیمه پیشنهادی؟

