بررسی بازی
نقد و بررسی بازی Resident Evil 3 Remake روی Nintendo Switch 2؛ وقتی نمسیس دیگر آن هیولای همیشگی نیست

خب، بذارید صادق باشیم. بعد از اون شاهکار بینقصی که کپکام با بازسازی Resident Evil 2 تحویل داد، انتظار از نسخهی سوم واقعاً بالا بود. همهی ما منتظر بودیم که دوباره با نمسیس روبرو بشیم، همون هیولای کابوسواری که تو نسخهی سال ۱۹۹۹ راکونسیتی رو به جهنم تبدیل کرده بود. اما اونچیزی که گیرمون اومد، با وجود تمام جذابیتهاش، اون تجربهی نفسگیر و کامل رو نداشت. حالا این بازی روی Nintendo Switch 2 عرضه شده و باید ببینیم که آیا این نسخهی پرتابل میتونه اون حفرهها رو پر کنه یا نه.
اول از همه، بذارید در مورد نکتهای صحبت کنیم که واقعاً ارزش تحسین داره. بهینهسازی بازی روی Switch 2 فوقالعادهست. این بازی با حجم ۱۲.۹ گیگابایتی که واقعاً برای یه عنوان اکشن-محور با گرافیک بالا معقول و مدیریتشده به حساب میاد، تونسته تعادل خیلی خوبی بین کیفیت بصری و روانی اجرا برقرار کنه. در حالت Handheld هم بازی بدون هیچ افت فریم محسوسی اجرا میشه و تجربهی پرتابلش واقعاً لذتبخشه. کپکام ثابت کرده که RE Engine روی سختافزار نینتندو هم حرفهای زیادی برای گفتن داره. اما بریم سراغ خود بازی. Resident Evil 3 Remake روان، سرگرمکننده و بدون هیچ پیچیدگی خاصی شما رو تا پایان میبره، اما هیچوقت نمیتونه مثل یه بازی درجهیک خودش رو نشون بده. مشکل اصلی اینجاست که بازی خیلی خطی و گذرا طراحی شده و همین باعث شده خیلی از عناصر مهم این سری و نسخهی اورجینال حذف بشن. دیگه خبری از اون دالانگردیهای لذتبخش، پیدا کردن کلیدها و حل کردن معماهای هوشمندانه نیست. تقریباً همهچیز در خدمت مبارزات پرهیاهو و اکشنمحور قرار گرفته.داستانی که عجله دارد
داستان بازی با نسخهی اصلی تفاوتهای زیادی داره و مشخصه که کپکام اصرار داشته این اثر رو متفاوت جلوه بده. هر چند بازنمایی برخی محیطها و رخدادها خوب از آب درومده، اما بازی تو مسیر بازسازی، خیلی از خوبیهای عنوان اصلی رو فراموش میکنه. رزیدنت ایول 3 ریمیک عنوانی عجوله! خیلی از رخدادها با شتابزدگی کنار هم چیده شدن و گاهی هضمشون سخته. از همون ابتدا که کنترل جیل رو به دست میگیرید، بازی خودش رو لو میده و شروع کوبندهش که با معرفی نمسیس همراهه، چگونگی روایت و روند بازی رو برملا میکنه. همهچیز پر تب و تاب پیش میره و همین باعث شده شخصیتها اجازهی خودنمایی نداشته باشن. جیل ولنتاین به نحوی قابل قبول شکل میگیره و باقی شخصیتها هم صرفاً به پرداخت بهتر اون کمک میکنن.
کارلوس که تو نسخهی اورجینال یه شخصیت فرعی بود، اینجا حضور پررنگتری داره و مدت زمان قابل توجهی از بازی با اون سپری میشه. در کل داستان کاملاً در خدمت روند پرتبوتاب بازیه اما هیچوقت نمیتونه به جمع بهترینهای این سری ملحق بشه.
گیمپلی؛ اکشنتر از همیشه، اما خالیتر از همیشه
از داستان که بگذریم، گیمپلی و روند بازی اکشنتر از بازسازی نسخهی دومه اما این به معنای فاصله گرفتن از ریشهها نیست. اصلیترین مشکل این نسخه، کمبود محتوا، روند خطی و گاهی از پیش تعیینشدهشه. بازی بیشتر روی مبارزات تمرکز داره و بهندرت خبری از کاوش، پیدا کردن کلیدها و حل کردن معماهاست. این محدودیتها باعث میشه چندان نتونیم مثل گذشته تو بازی غوطهور بشیم. با این وجود، روند کنونی خوب و لذتبخش از کار درومده و سناریوهای متفاوتی هم برای بازی در نظر گرفته شده. Resident Evil 3 Remake با تمرکز روی مبارزاتش، لحظههای هیجانانگیزی رقم میزنه و سلاحهای نامآشنای این سری به خوبی روند پرتبوتاب بازی رو میسازن. مبارزه با زامبیها، سگها و هانترهای جانسخت به لطف سلاحهای متنوع و گانپلی لذتبخش، هرگز جذابیت خودشون رو از دست نمیدن. از طرفی بهندرت با کمبود مهمات روبرو میشید و عناصر ترس هم تا حد زیادی از اثر رخت بر بسته. با توجه به اینکه بازی برداشتی از نسخهی سومه، این مشکلات خیلی بیشتر به چشم میآن.نمسیس؛ از کابوس تا کلیشه
متأسفانه رزیدنت ایول 3 ریمیک تو بازسازی خاطراتمون ناکام میمونه. تغییرات زیادن و شخصاً مشکلی هم باشون ندارم، اما هرگز نتونستم نمسیس جدید رو اونجوری که هست بپذیرم. این آنتاگونیست نمادین سری، الان به موجود هزارچهرهای تبدیل شده که گاهی اوقات در پی تعقیب جیله. رویارویی با او اغلب به چند Set Piece ساده خلاصه میشه که اگرچه هیجانانگیزه، اما سازندگان به هیچ عنوان نتونستن هیبت کابوسوار او رو تو نسخهی اصلی بازنمایی کنن. چند مبارزهی نفسگیر هم با او تدارک دیده شده که جذابیت بالایی دارن و مبارزات پرهیاهوی بازی رو تکمیل میکنن.

