انیمه چیست؟ تعریف و معنای ANIME
انیمهها برنامههای تلویزیونی و فیلمهای انیمیشنی از ژاپن هستند، که یا به صورت دستی کشیده شده یا دیجیتال. آنها به خاطر طراحیهای شخصیتهای برجسته (چشمان بزرگ و موهای عجیب)، نشانههای احساسی اغراقآمیز (مثل قطرات عرق یا سرخ شدن چهره)، و داستانهایی که ژانرها را با هم مخلوط میکنند، برجسته میشوند، مثل علمی-تخیلی مخلوط با عاشقانه، یا اکشن مخلوط با چیزهای سوررئال عجیب. خارج از ژاپن، «انیمه» فقط به معنای انیمیشن ژاپنی است.
واژه انیمه از کجا میآید
تاریخچه انیمه به خیلی قبل برمیگردد، اولین انیمیشن کوتاه تأییدشده ژاپن، Namakura Gatana، در سال ۱۹۱۷ منتشر شد. که از کارتونهای غربی الهام گرفت اما آنها را از طریق سبکهای ژاپنی مثل مانگا و ukiyo-e بومیسازی کرد، و بیشتر بر احساس و استعاره تکیه کرد تا واقعگرایی سخت.
تا دهه ۱۹۶۰، Astro Boy (توسط Osamu Tezuka) الگوی انیمه را برای تلویزیون تعیین کرد. او از ترفندهایی مثل انیمیت کردن فریمهای کمتر و استفاده مجدد از پسزمینهها برای کاهش هزینهها استفاده کرد، اما ضربه احساسی و حس سینمایی را حفظ کرد.
چه چیزی انیمه را متفاوت میکند؟
انیمه فقط یک ظاهر نیست، بلکه یک روش تولید کامل و راهی برای روایت داستان است.
اکثر انیمهها از این مؤلفههای کلیدی بهره میبرند:
- طراحیهای شخصیت استایلشده: چشمان درشت، سیلوئتهای تیز و برجسته، و موهای اغراقشده که همگی برای ایجاد وضوح بصری و انتقال حس و حال قوی طراحی شدهاند.
- تکنیکهای انیمیشن محدود: استفاده از انیمیشن روی «تعداد فریم سهتایی» (یک طراحی برای هر سه فریم)، بهکارگیری نماهای ثابت یا فریمهای تکراری تا هزینه و زمان تولید کاهش یابد، بدون آنکه از تأثیرگذاری اثر کاسته شود.
- ترفندهای صرفهجویی در بودجه: استفاده از پسزمینههای متحرک و ساده، صحنههای دیالوگ طولانی با حداقل حرکت، و استفاده مکرر از المانهای قبلی تا انیماتورها بتوانند منابع خود را روی سکانسهای کلیدی و پرجزئیات متمرکز کنند.
- روایت سریالی: شخصیتها در طول دهها اپیزود رشد و تحول دارند و حتی مجموعههای فیلم، بیشتر با حس و اتمسفر مشترک به هم پیوند میخورند تا با یک طرح داستانی واحد.
- تکیهی سنگین بر صدا و تدوین: بازیهای صداگذاری قدرتمند، موسیقی متن تأثیرگذار و قطعهای نماِ دقیق، زمانی که تصاویر ساده و مینیمال هستند، بار عاطفی اثر را به دوش میکشند.
فیلمها و آثار کلاسیک انیمه
انیمه Akira، موتورسیکلت قرمز Kaneda مثال کاملی از انیمه است که از silhouetteهای تیز و طراحی جسورانه برای ایجاد نمادگرایی فوری استفاده میکند.
برخی انیمهها به طور بینالمللی نمادین شدهاند، یعنی نه فقط به عنوان «انیمیشن»، بلکه به عنوان نقاط عطف فیلم و روایت:
- آکیرا (۱۹۸۸، تیاماس/توهو):
اثری سایبرپانک و دیستوپیایی با صحنههای متحرک فوقالعاده پرجزئیات و درونمایههای سیاسی پخته. این فیلم، انیمه را به طور جدی بر روی نقشه سینمای جهانی قرار داد. یکی از شخصیترین فیلمهای محبوب من! - شهر اشباح (۲۰۰۱، استودیو جیبلی):
داستانی سورئال از بلوغ که فولکلور و هراسهای دوران کودکی را در هم میآمیزد. این فیلم هنوز تنها انیمهای است که برنده جایزه اسکار شده است. - Neon Genesis Evangelion (۱۹۹۵، گاینکس):
یک مارپیچ روانشناختی در قالب مکا. این سریال با پرداختی خام و بیپروا از آشفتگیهای احساسی، در واقع ژانر خود را بازتعریف کرد. - دراگون بال (۱۹۸۶، توی) و وان پیس (۱۹۹۹ تا کنون، توی):
این دو، از آیکونهای ماندگار و بلندمدت شونن هستند که سبک روایت پویا، کلیشههای قدرتیابی و جهانسازی سریالی را شکل اساسی دادند.
اگر میخواهید انیمه را عمیقتر مطالعه کنید، من این لیست 25 فیلم انیمه مهم را ایجاد کردهام.
انیمه چگونه ساخته میشود
خط تولید انیمه، یک فرآیند بهینهشده و در عین حال فشرده است. روند معمول به این صورت پیش میرود:
- فیلمنامه 2. استوریبرد 3. لایهگذاری 4. انیمیشن کلیدی 5. انیمیشن میانی 6. رنگآمیزی 7. ترکیببندی نهایی
هر مرحله توسط تیمهای متفاوتی انجام میشود که اغلب بین چندین استودیو توزیع شدهاند. استودیوهای بزرگ و مطرحی مانند MAPPA، Toei Animation و Studio Ghibli اگرچه دارای تیمهای کامل داخلی هستند، اما بخش زیادی از کارها (بهویژه انیمیشن میانی) را به پیمانکاران خارجی میسپارند تا بتوانند در ضربالاجلهای تعیینشده قرار بگیرند.
اکثر انیمهها روی “فریمهای سهتایی” متحرکسازی میشوند؛ یعنی یک طراحی جدید برای هر سه فریم (معادل حدود هشت طراحی در ثانیه). این روش در صرفهجویی زمانی بسیار مؤثر است، بیآنکه از حس و تاثیر کلی اثر بکاهد.
در صحنههای با حرکت سریع یا سکانسهای مهم (مانند مشتزدنها یا انفجارها)، انیماتورها به “فریمهای تکی” یا “دوتایی” سوئیچ میکنند تا حرکت را روانتر و برندهتر نشان دهند.
انیمه در مقابل انیمیشن غربی
آنچه انیمه را از پویانمایی غربی متمایز میکند، تنها تعداد فریمها نیست، بلکه “ضرباهنگ” یا “ریتم” آن است.
انیمه از توقفهای طولانی روی یک نما هراسی ندارد. اغلب با نماهای ممتدی از یک چهره روبرو میشویم که به سختی حرکت میکند، یا صحنههای گفتوگوی بسیار ایستا که کاملاً بر بازیگری صدا و موسیقی تکیه دارند. این سبک، تمرکز خود را بر احساس و جوّ حاکم میگذارد، نه بر حرکت مداوم.
این رویکرد، علاوه بر خلق تأثیر هنری عمیقتر، به استودیوها کمک میکند تا با بودجههای محدود نیز، بدون کاستن از قدرت تأثیرگذاری اثر، کار را به پایان برسانند.
انیمه در مقابل کارتونها
انیمه صرفاً «کارتونهای ژاپنی» نیست. در حالی که انیمیشنهای غربی مانند “سیمپسونها” یا “باب اسفنجی” معمولاً بر کمدی و داستانهای مستقل و اپیزودی متمرکزند، انیمه از گستره احساسی و تنالیته (حسی) بسیار وسیعتری برخوردار است؛ از واقعگرایی آرام یک درام روزمره گرفته تا فانتزیهای پیچیده و پر از ایده.
علاوه بر این، انیمه برای طیف گستردهای از گروههای سنی (نوجوانان، بزرگسالان) و نه فقط کودکان، تولید میشود.
مورد “آواتار: آخرین بادافزار“:
از آنجایی که این سریال در آمریکا تولید شده، بسیاری از طرفداران سنتی انیمه، آن را یک انیمه “واقعی” به حساب نمیآورند. سریالهای آمریکایی دیگری مانند “The Boondocks” نیز اگرچه به شدت تحت تأثیر سبک بصری و روایی انیمه هستند، اما از نظر اکثر طرفداران ژاپنی و بینالمللی، به دلیل تولید خارج از ژاپن، در دستهبندی انیمه قرار نمیگیرند. این دیدگاه، تعریف انیمه را بیشتر بر اساس منشاء جغرافیایی و صنعت آن متمرکز میکند تا صرفاً بر اساس سبک هنری.
ژانرها و تمها
انیمه تقریباً هر ژانر قابل تصوری را در بر میگیرد: از شونن (اکشن و ماجراجویی) و شوجو (عاشقانه) گرفته تا سینن (درام بزرگسال)، ایسکای (انتقال به دنیای دیگر)، برشهای از زندگی، وحشت و مکا (رباتی). اما آنچه واقعاً انیمه را متمایز میکند، انعطافپذیری محض آن در لحن و جو است.
یک درام بلوغ ممکن است در خود سفر در زمان بگنجاند و یک حماسه جنگی عظیم میتواند برای نشان دادن یک مونتاژ آشپزی کاملاً متوقف شود. در انیمه، قوس احساسی شخصیتهاست که همواره شکل روایت را هدایت میکند، نه الزامات سفت و سخت ژانری.
خلاصه
انیمه، به عنوان یک پدیدهی سینمایی ژاپنی، با سبک بصری متمایز، ریتم روایی خاص، عمق احساسی و گسترهٔ بینظیر ژانرهایش شناخته میشود. این هنر، زمانی که لازم باشد مینیمالیسم را در آغوش میگیرد و در لحظاتی که اهمیت دارد، تا حد امکان باشکوه و بزرگ میشود. انیمه به سفر درونی و تحول شخصیتها به اندازهٔ صحنههای اکشن اغراقشده ارزش مینهد.
چه با تکنیکهای طراحی سنتی و چه به صورت دیجیتال خلق شده باشد، انیمه همواره در حال پیشبرد مرزهای هنر پویانمایی و بازتعریف چیزی است که این رسانه قادر به بیان آن است.
انیمه محبوب شما کدام است؟
