۵ انیمه ترسناک فراموش‌شده که می‌توانید دقیقاً همین حالا تماشا کنید

هرازچندگاهی، طرفداران انیمه به دنبال چیزی به اندازه کافی ترسناک می‌گردند که مو بر تنشان سیخ کند. آن‌ها معمولاً همان جواهرات قدیمی را بیرون می‌کشند، مثل Tokyo Ghoul ،Attack on Titan یا Parasyte. با این حال، زیر هر موفقیت، کتابخانه‌ای تاریک از مجموعه‌های جواهر پنهان وجود دارد که مخاطبان کوچکی را وحشت‌زده کرد، به فراموشی سپرده شد، و آرام منتظر کسی ماند تا آن‌ها را دوباره کشف کند. این انیمه‌ها به دلیل کیفیت پایین ناپدید نشدند؛ آن‌ها فقط عجیب، کند، یا بیش از حد تأمل‌برانگیز بودند تا برای مخاطبان معمولی جذاب باشند.

برخی از این انیمه‌ها از ترس‌های قدیمی استفاده کردند، و دیگران به جای خشونت، با ناراحتی روانشناختی بازی کردند. خوشبختانه، سایتهای دانلود انیمه تعداد مناسبی از انیمه های وحشتناک قدیمی را نگه داشته‌اند، مثل Shiki و Theatre of Darkness: Yamishibai، برای کسانی که جرأت بازگشت به آن‌ها را دارند. از فیلم‌های موجودات و مجموعه‌های داستان‌های روح‌زده تا وحشت روانشناختی که زیر پوست نفوذ می‌کند و بیننده را مور مور می‌کنند، این مجموعه‌های کمتر قدردانی‌شده ثابت می‌کنند که وحشت نیازی به سرمایه‌گذاری روی jump scareها یا خونریزی ندارد تا پیامش را برساند.

وحشت افسانه‌ای با انیمیشن ناراحت‌کننده در The Junji Ito Collection

انیمه The Junji Ito Collection

برای دهه‌ها، Junji Ito مترادف با کابوس شبانه بوده است. از مارپیچ‌هایی که عقل را قفل می‌کنند تا مدل‌های نفرین‌شده، داستان‌هایش زندگی روزمره را به فجایع وحشتناک تبدیل می‌کنند در Junji Ito Collection. Tomie و The Enigma of Amigara Fault برخی از کارهای عالی او هستند. با این حال، انیمه عمدتاً فراموش شده است. انیمه وظیفه غیرممکنی داشت تا جنون منحصربه‌فرد Junji Ito را به تصویر بکشد، و در حالی که کیفیت انیمیشن بحث‌برانگیز بود، به چیزی عجیب و مناسب تبدیل شده است. آن خشن بودن، بویی از کابوس، تقریباً شبانه به فانتزی شیطانی Ito می‌دهد. هر قسمت یکی یا دو تا از داستان‌های کوتاه Ito را اقتباس می‌کند، از داستان‌های عاشقانه‌ای که به پاتولوژیک تبدیل می‌شوند تا وحشت آغشته به جنون. این مجموعه از مخاطب می‌خواهد وارد تخیل فانتزی هنرمند شود.

برخی قسمت‌ها، مثل “The Long Dream” و “Slugs”، در میان ترسناک‌ترین انیمه‌های پخش‌شده تا به حال قرار می‌گیرند. دیگران کمی لنگ می‌زنند، اما حتی آن‌ها هم اثری بر جای می‌گذارند. زیر هر پیچش وحشتناک، احساسی آشنا وجود دارد که آن‌قدر از منطقه آشنا و قابل شناسایی دور شده که به چیزی واقعاً وحشتناک تبدیل می‌شود. ساختار مجموعه‌ای این مجموعه را آسان برای binge در قطعات می‌کند و غیرممکن برای تکان خوردن پس از پایان. هرچند بدون نقص نیست، Junji Ito Collection شایسته نگاهی دوم برای تعهدش به انتقال روانشناسی Ito است. این تجربه خام، عجیب و واقعاً ناراحت‌کننده است، نوعی وحشت که در ته ذهن شما جا می‌گیرد.

هیولاها به اندازه قربانیان انسانی هستند در Shiki

انیمه ترسناک Shiki

در نگاه اول، Shiki مثل هر انیمه دیگری در مورد راز یک شهر کوچک به نظر می‌رسد. وقتی بیماری مرموزی شروع به کشتن روستاییان در شهر آرام Sotoba می‌کند، شک به وحشت تبدیل می‌شود، و چند پزشک سرسخت سعی می‌کنند همه چیز را بفهمند. Shiki به آرامی آن مقدمه را به چیزی بسیار شوم‌تر تبدیل می‌کند. مجموعه ابتدا به عنوان یک راز خزنده شروع می‌شود قبل از اینکه به سرعت به یک داستان وحشتناک بقا و اخلاقیات تبدیل شود. حقیقت این است که روستاییان از بیماری نمی‌میرند، بلکه توسط خون‌آشام‌های گرسنه تعقیب می‌شوند. این خون‌آشام‌های باهوش، یا “Shiki”، انسان‌ها را به عنوان دام می‌بینند، و آنچه دنبال می‌آید بحث وحشتناکی در مورد اینکه چه کسی واقعاً شایسته زندگی است. در حالی که انسان‌ها می‌میرند، ناامیدی بقیه را به هیولاهایی از ساخته خودشان تبدیل می‌کند. Shiki در ابهام اخلاقی برتری دارد.

برخلاف اکثر داستان‌های خون‌آشامی، هیولاها اینجا به طرز دردناکی انسانی هستند، نه فقط توسط گرسنگی، بلکه توسط تنهایی و ترس هدایت می‌شوند. در حالی که زندگان برای حفاظت از خود خشونت‌آمیز می‌شوند، تشخیص اینکه کدام طرف شایسته همدردی است غیرممکن می‌شود. هر شخصیت باور دارد که حق با اوست، و این عدم قطعیت اخلاقی خونریزی را غیرقابل تحمل‌تر می‌کند. کارگردان Tetsurō Amino از ریتم آهسته و سکوت عمدی برای ساخت تنش تا سطح غیرقابل تحمل استفاده می‌کند. حتی موسیقی متن claustrophobic است. با تصاویر وحشتناک و موسیقی که مغز استخوانتان را قلقلک می‌دهد، Shiki یک تراژدی گوتیک است که هنوز منتظر کشف دوباره است. توسط اکثریت نادیده گرفته‌شده و تحت‌الشعاع عنوان‌های پرزرق‌وبرق‌تر، Shiki یکی از انسانی‌ترین داستان‌های وحشتناک در انیمه است.

Kagewani یک انیمه هیولایی است که در زمزمه‌ها روایت می‌شود

انیمه ترسناک Kagewani

در جهانی که علم مدرن با ترس باستانی ملاقات می‌کند، Kagewani با مینیمالیسم شکوفا می‌شود. این مجموعه وحشتناک کوتاه‌مدت انیمیشن پرزرق‌وبرق یا jump scare ندارد. در عوض، داستان‌هایش را مثل افسانه‌های محلی تعریف می‌کند گویی که از یک شاهد وحشت‌زده به دیگری منتقل می‌شود. هر قسمت کوتاه است، با دانشمند Sousuke Banba که حملات توسط موجودات شیطانی به نام “Kagewani” را تحقیق می‌کند. هیولاها زیاد ظاهر نمی‌شوند، توضیحات ناقص هستند، و آن عدم قطعیت دقیقاً چیزی است که کار می‌کند. در حالی که Kagewani ادامه می‌یابد، روایت قسمت‌به‌قسمتش را به یک راز کلی تبدیل می‌کند که شامل تحقیق انسانی و نیروهای باستانی است. هرچه Banba بیشتر یاد می‌گیرد، جهان بی‌معناتر می‌شود.

به جای تکیه بر انیمیشن پرزرق‌وبرق یا خونریزی اغراق‌آمیز، Kagewani از سبکی شبیه cutout استفاده می‌کند، با تصاویر استاتیک و حرکت جزئی، که محیطی فرازمینی و رویا-مانند می‌سازد. همراه با طراحی صدای ناراحت‌کننده و بافت‌های دانه دانه، هر صحنه مثل عکسی قدیمی و خاک خورده به نظر می‌رسد. این یک داستان وحشتناک است که تا پایه بسیار لخت شده، و دقیقاً آن چیزی است که آن را مؤثر می‌کند. ابهام انیمه اجازه می‌دهد تخیل فضای خالی را پر کند، که اغلب وحشت نادیدنی را بدتر از هر هیولای CGI می‌کند. به دلیل فرمت عجیب و انتشار آرامش، Kagewani برای اکثر افراد زیر رادار رفت. با این حال، برای کسانی که به دنبال چیزی واقعاً منحصربه‌فرد هستند، این انیمه فراموش‌شده یکی از بهترین رازهای نگه‌داشته‌شده است که هنوز ارزش تماشا دارد. Kagewani رشته‌ای از زمزمه‌های شبح‌وار است که ثابت می‌کند وحشت نیازی به فریاد ندارد تا شنیده شود.

وحشت به یک داستان عاشقانه پیچ‌خورده تبدیل می‌شود در Angels of Death

انیمه Angels of Death

تعداد کمی انیمه وحشتناک مثل Angels of Death خط بین ترس و لذت را محو می‌کنند. مجموعه اثباتی است که وحشت همیشه به هیولاها نیاز ندارد. داستان Rachel را دنبال می‌کند، دختری به ظاهر بی‌احساس که در یک تأسیسات چندسطحی پر از قاتلان بیدار می‌شود. هر طبقه یک “فرشته” جدید را در خود جای می‌دهد، قاتلی که توسط عشق مفرط یا جنون هدایت می‌شود. یکی Zack است، دیوانه ای داس به دست که به دلایل عجیب، تنها دوستش می‌شود. آن‌ها یک معامله تاریک با هم می‌بندند: اگر فرار کنند، او اجازه می‌دهد او را بکشد. آنچه به عنوان وحشت بقا شروع می‌شود، به عنوان یک سفر ماورائی شاعرانه از گناه، تروما و جنون پایان می‌یابد. پذیرش صلح‌آمیز مرگ توسط Rachel با خشونت افراطی Zack همراه می‌شود، و شراکت‌شان نفرین شده و زیبا به نظر می‌رسد.

آنچه به دنبال می‌آید فروپاشی روانشناختی است که نیمی تراژدی گوتیک، نیمی slasher horror است. هم وحشت روانشناختی و هم جسمی در Angels of Death وجود دارد. هر قسمت مثل انعکاسی از گناه به نظر می‌رسد، هر قاتل گسترش افسردگی Rachel را به دنبال دارد. موسیقی، ترکیبی از صداهای ارگ کلیسا و نوای الکترونیک حزین، به کل مجموعه حس یک خاکسپاری می‌دهد. انیمه به گونه ای غریب در ناامیدی و گناه غوطه ور میشود که در لفاف سبک هنری فریبنده‌ای از ظاهرِ دوست‌داشتنی پیچیده شده است. اگرچه ریتم و تغییرات تُنال اثر، برخی از مخاطبان را سردرگم کرده، اما “فرشتگان مرگ” به شیوه‌ای مسحورکننده و در عین حال آزاردهنده، بیننده را درگیر خود می‌کند. برای آنان که از خشونت معمول و تکراری خسته شده‌اند، این انیمه سفری تدریجی، بیمارگونه و به شکلی عجیب تکان‌دهنده را به درون روان انسان ارائه می‌دهد.

Yamishibai ثابت می‌کند که روایت قدیمی‌مدرسه هنوز می‌تواند وحشتناک باشد

انیمه Yamishibai

«تئاتر تاریکی: یامیشیبای» همچون فرزندی است که از ازدواج «کریپ‌شو» [یک مجموعه ترسناک کلاسیک] و فولکلور ژاپنی متولد شده است. هر اپیزود که به سبک «کامی‌شیبای» (تئاتر کاغذی) ارائه می‌شود، یک داستان ارواح مستقل است که از افسانه‌های شهری و فولکلور ژاپن الهام گرفته. طراحی هنری اثر عمداً دو‌بعدی و شبیه به عروسک‌های کاغذی خردشده است، که به تمام حرکات، حالتی پرشی و غیرطبیعی می‌بخشد؛ گویی آنچه که داستان را روایت می‌کند، کاملاً انسان نیست.

هر قسمت تنها چند دقیقه طول می‌کشد، اما در همین دقایق کوتاه، ترسی عمیق‌تر از فصل‌های کامل بسیاری از انیمه‌های ترسناک مدرن خلق می‌شود. در حالی که بیشتر انیمه‌های این ژانر بر شوک و صحنه‌های پرزرق‌وبرق تکیه می‌کنند، یامیشیبای تسلط بی‌چون‌وچرایی در خلق هراسِ نامحسوس دارد.

نکته متمایزکننده یامیشیبای، ریتم روایت آن است. وحشت آن پرزرق‌وبرق نیست، اما تعلیق با استادی تمام پرداخته می‌شود. بینندگان در پایان هر قسمت خود را هم‌زمان هراسان و مجذوب می‌یابند. این مجموعه به‌تدریج و در طول فصل‌های مختلف تکامل می‌یابد و با معرفی المان‌های فراداستانی (مانند راویان نفرین‌شده یا متونی که توسط ارواح تسخیر شده‌اند) بر عمق رازآلودگی آن افزوده می‌شود. از عروسک‌های وودو تا آپارتمان‌های تسخیرشده، همه داستان‌ها بر پایه ترس‌های جاودانی بنا شده‌اند که هرگز کهنه نمی‌شوند.

با وجودی که این مجموعه بیش از یک دهه است که فصل‌های جدید را با حداقل حاشیه‌سازی منتشر می‌کند، یامیشیبای به ندرت در فهرست‌های «انیمه‌های ترسناک ضروری» دیده می‌شود. با این حال، یکی از ناب‌ترین تجلی‌های ترس ژاپنی باقی مانده است. برای دوستداران داستان‌های ترسناک کلاسیکِ شب‌نشینی‌ (همان نوعی که در تاریکیِ تخیل جان می‌گیرد) این مجموعه گوهری پنهان است که هنوز هنر زمزمه‌کردن کابوس‌ها را بلد است.

خروج از نسخه موبایل